امروز مصادف با شنبه, 21 سرطان , 1399 , Saturday, 11 July , 2020
کد مطلب : 5869 , ,
+
-

غنی صاحب! به جای التماس کمی سیاست بیاموزد!

زمان انتشار : سه‌شنبه, 13 دسامبر , 2016 , بخش : مقاله

اشرف غنی

ندای افغانستان: صلح زمانی در یک کشور معنا پیدا می کند که طرف های مخالف خواستار مذاکره و رسیدن به توافق باشند اما طالبان در افغانستان با حکومت و مردم سرجنگ دارد و نه از درون بلکه از آن سوی مرزها و گروه های افراط گر تغذیه می شوند.

به گزارش ندای افغانستان به نقل از افغان پیپر، با این وجود پافشاری رییس جمهورهای افغانستان برای کشاندن طالبان به میز مذاکره و صلح در حالی که طالبان تنها با هدف نابودی افغانستان و به سرانجام رساندن اهداف پاکستان برقرار است به چه معناست؟

برادر خواندن، خواهش و تلاش برای صلح با طالبان تنها ضعف حکومت افغانستان را نشان می دهد که چنین عاجزانه از دشمن خود درخواست همبستگی می کند در حالی که به راحتی با تجهیز و مدیریت میدان جنگ می تواند طالبان را به انزوا کشاند.

رییس جمهور به جای فریادهای صلح آنهم از طالبی که حتی رهبران آن پاکستانی است باید سیاست واحد در قبال حکومت اسلام آباد صورت دهد و سمت های مهم دفاعی را به مقام های با صلاحت واگذار کند تا حمله های کوچک مخالفان مسلح به ویرانی جنگ و فرار سربازان از میدان نینجامد.

بزرگترین معضل افغانستان طالبان وگروه های مخالف مسلحی است که در کشور ناامنی و جنگ به وجود می آورند که لایه های پنهان آن سیاستی پیش می رود که به دنبال سقوط چند ولایت و ایجاد وحشت نیست بلکه به دنبال کشوری هستند که سیاست های غرب در منطقه اعمال شود و امتیازی باشد برای پاکستان.

مشکل تنها طالبان نیست که با آمدن به صلح، افغانستان تبدیل به کشور امن و باثبات شود بلکه سیاست غرب وابسته به تنها گروه طالبان نیست و طی سال های اخیر شاهد به وجود آمدن داعش بودیم که می تواند جایگزین این گروه در افغانستان باشد.

تازمانی که پاکستان خواهان صلح نباشد طالبان اختیاری برای مذاکره با حکومت وحدت ملی ندارد و این در حالی است که دولت اسلام آباد اعلام کرد تا زمانی که مسیله کشمیر حل نشود همچنان در افغانستان جنگ دوام دارد.

هیچ کشوری در منطقه توان حل مسیله کشمیر بر اساس منافع پاکستان را ندارد چه رسد به حکومت وحدت ملی و این امتیازگیری های اسلام آباد با پشتیبانی امریکا نشان از آن دارد که پاکستان خواهان ویرانی افغانستان و امریکا خواهان قدرت گیری طالبان و جنگ است.

از سوی دیگر نامشروع بودن حکومت، توافقنامه صلح با حکمتیار، فساد و قاچاق مواد مخدر دلیل دخالت های غرب به وسیله پاکستان در افغانستان است و اگر ریاست جمهوری و مقامات بلندپایه دغدغه مردم کشور را داشتند به چنین سقوطی هم در قدرت و حکومت نمی رسیدند.

تاریخ نشان داده است که مردم اراده مقابله با دشمن را دارد و نیروهای امنیتی در سخت ترین شرایط مدافع مردم و کشور بوده اند و با وجود چنین سرمایه های بزرگی چرا حکومت افغانستان باید به مانند یک مستعمره برای پاکستان، امریکا، روسیه و هر کشور دیگری باشد.

مشکل از درون حکومتی است که در پی پایان جنگ و عزت مردم نیست بلکه منافع آنان همان منافع دشمنان این ملت در جنگ و ناآرامی خلاصه می شود اگر چنین نبود چرا هر دولتمردی که به قدرت در افغانستان می رسد به دنبال صلح با طالب است و در مقابل سیاست امریکا و پاکستان سرخم می کند.

دیدگاه ها بسته شده است

آخرین مطالب

مطالب پربازدید