امروز مصادف با جمعه, 17 اسد , 1399 , Friday, 7 August , 2020
کد مطلب : 617 , ,
+
-

اروپا بهشت برین یا جهنم زمین؟

زمان انتشار : جمعه, 18 سپتامبر , 2015 , بخش : مقاله

اروپا

اروپا بهشت برین نمایانده می شود و مجامع حقوق بشری غربی ادعای اعطای تمامی امتیازات شهروندی به پناهندگان را دارند؛ این مساله از دو منظر قابل بررسی است. وجهه قانونی و وجهه اجتماعی.

 

همه چیز زیر سر تبلیغات اروپایی است! تبلیغات اروپایی و پمپاژ خبری و تبلیغی که سیاه را سفید و سفید را سیاه می نمایاند، به قدری در هنگام بازگشایی مرزهای خود به روی آوارگان و مهاجران افراط کرد که اینک در هجوم مردم از همه جا رانده تفریط می کند و وای به حال پناهندگان!

 

آلمان، اتریش، فرانسه و انگلیس که روی هم رفته 20 هزار مهاجر را هنوز اسکان و ساماندهی نکرده اند و در کمپ ها سرگردان و بلاتکلیف نگاه داشته اند آنچنان هیاهویی براه انداخته اند که گویی جمعیتی میلیونی را تا سه نسل تضمین کرده اند و فرشتگان نجات کودکان سوری و افغانستانی هستند.

 

از وضعیت زنده ماندگان رد شده از مرزهای اروپا چنین خبر می رسد که پرونده هایشان در جریان افتاده تا سالها در این چرخه و پیچ و تاب بماند و خود، در کمپ هایی با ظرفیت مشخص به تعداد ده ها برابر روزگار سختی را می گذرانند و به انتظار سرنوشت نامعلوم خود نشسته اند.

این درحالی است که اروپا بهشت برین نمایانده می شود و مجامع حقوق بشری غربی ادعای اعطای تمامی امتیازات شهروندی به پناهندگان را دارند؛ این مساله از دو منظر قابل بررسی است. وجهه قانونی و وجهه اجتماعی.

 

اروپایی شدن از منظر قانونی: ماه ها طول می کشد تا آوارگان و مهاجران شرقی در غرب بعنوان شهروندان درجه دو و سه پذیرفته شوند و این خود جای ابهامات بسیاری دارد: یک اینکه مهاجران عمدتا به اخذ معاش مهاجرت بسنده می کنند و به مشاغل دولتی با مالیات های کلان روی نمی آورند دیگر اینکه با یک خلاف اخراج و به افغانستان بازگردانده می شوند.

 

اروپایی شدن از منظر اجتماعی: اروپایی ها و نژادی که خود را برتر می شمارند همواره با دید تحقیر و ترحم آمیز به شهروندان درجه دو و درجه سه می نگرند و سیاهپوستان و زردپوستان و سرخپوستان و شرقی ها هرگز احساس یگانگی و امنیت اجتماعی نمی کنند.

 

عدم دستیابی نسل های سوم و چهارم ترکهایی که دیوار برلین را ساختند و در جنگ جهانی دوم به المان پناهنده شدند به مراتب عالی دولتی مصداقی بر این مدعا است که اروپایی ها به خارجی های بعدا ادغام شده با خود اعتمادی ندارند و از این رو است که نخبگان در بطن جامعه حل می شوند بدون آنکه به تنهایی حرفی برای گفتن داشته باشند.

 

اینک کشورهای همسایه افغانستان ازجمله ایران و پاکستان با میلیون ها مهاجر قانونی و غیرقانونی درحالی زیر ذره بین منتقد مجامع مدعی حقوق بشری قرار دارند که کشورهایی همچون مجارستان با عبور کمتر از 20 هزار نفر از مرزهایش به لت و کوب و گاز اشک آور و حبس و دستگیری آوارگان روی آورد.

 

براستی کدام شهروند افغانستانی الاصل در کدام کشور اروپایی همچون خانه خود، احساس آزادی و امنیت و رفاه می کند؟ آیا هرگز هیچ رفتار نژادپرستانه ای از مردم ملکی آنجا ندیده است؟ می توانید پیاده کردن بند بند حقوق بشر را در غرب نام ببرید؟

دیدگاه ها بسته شده است

آخرین مطالب

مطالب پربازدید