امروز مصادف با دوشنبه, 16 سرطان , 1399 , Monday, 6 July , 2020
کد مطلب : 9683 , ,
+
-

استقلال امروزی با استقلال گذشته متفاوت است

زمان انتشار : دوشنبه, 21 آگوست , 2017 , بخش : یادداشت

سال 1919 میلادی بود که افغانستان در زمان شاه امان الله خان به استقلال سیاسی خود دست یافت. می شود گفت که یک سده است که افغانستان استقلال سیاسی دارد. در این مدت زمان افغانستان نظام های گوناگونی را تجربه کرده است. از نظام های شاهی مطلقه تا مشروطیت و نظام های ایدولوژیک سرخ و سبز و سفید، جنگ های خونین داخلی را پشت سر گذاشته است. میلیون ها انسان در این فاصله کشته شدند و میلیون ها انسان دیگر به چهار گوشه جهان آواره شدند. می شود گفت که افغانستان شاید به اندازه منابع زیر زمینی خود گورستان هایی جمعی داشته باشد. پس از 98 سال هم اکنون افغانستان، در چه جایگاه تاریخی قرار دارد؟ آیا افغانستان در تصمیم گیری های سیاسی، نظامی، اجتماعی و اقتصادی خود مانند یک کشور آزاد و مستقل عمل می کند. مردم افغانستان پاسداران واقعی این سرزمین هستند. ولی همیشه پس از آنکه هجوم را پس زده اند کمتر دولت ها توانسته اند که حقوق شهروندی و حقوق مدنی آنها را حفظ و حراست کنند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)، احمدضیا رفعت استاد دانشگاه در برنامه «گفتمان» در رابطه با استقلال افغانستان گفت: در یک سده پیش رابطه کشورها در سطح امروز اینقد عمیق و گسترده نبوده است. بنابراین مفهوم استقلال دریک سده پیش با امروز می تواند یک مقدار متفاوت تر باشد. امروز به دلیل پیچیدگی ها، تعامل ها اشتراک ناپذیر است و استقلال یک امر نسبی است و هیچ کشوری به صورت مطلق نمی تواند مستقل باشد و مستقل بودن هیچ معنایی ندارد. اما در یک سده پیش ، بخصوص وقتی اینکه می گوییم امیر امان الله بانی استقلال بود اشتباه نشود که افغانستان در سطح داخلی هم پیش از آن در سیاست گذاری های داخلی خود مستقل بود، در سیاست گذاری های خارجی خود، در زمینه های اقتصادی، فرهنگی هم با کشورها مشکل نداشت و مستقلانه می توانست تصمیم گیری کند.

وی افزود: در آن زمان سیاست بین المللی آنقدر پیچیده و گسترده نبود. یک سیاست ساده بود. یعنی افغانستان تنها در بحث سیاسی، با انگلیس ها مشورت هایی داشت. امیر حبیب الله پدر امیر امان الله در آن زمان حاکم بود. انگلیس ها این را می خواستند که امیرحبیب الله در سیاست گذاری خارجی اش با رقیبان قدرتمند منطقه ایش وارد تعامل و معامله سیاسی نشود که این تعامل و معامله منفعت هند و انگلیس را در منطقه به خطر بیندازد.

رفعت در خصوص استقلال افغانستان در زمان امان الله خان بیان داشت: حتی در زمان امیر حبیب الله وقتی یک هیاتی که از جنگ جهانی اول، از طرف آلمان و اتریش و ترکیه وارد افغانستان می شود ماه ها این هیات سرگرم مذاکره با امیر حبیب الله هستند. همچنین نماینده ای از بریتانیا نیز در کابل هست. این نشان می دهد که انگلیس ها هم کمی تردید داشتند که شاید امیر حبیب الله هم در جنگ جهانی اول در برابر انگلیس قرار بگیرد. اما سرانجام امیر حبیب الله با درایت سیاسی که داشت این موضوع را برطرف کرد. اما در دوره امیر امان الله بزرگترین اشتباه امیر امان الله خان این بود که از یک سو در حالیکه انگلیس استقلال را به رسمیت شناخته بود، امان الله ستیزه جویی را در برابر انگلیس ادامه داد و دهن کجی های فراوانی در مقابل انگلیس کرد. یعنی در واقع یکی از خبط های سیاسی امان الله بود.

وی در خصوص نقش مشروطیت در استقلال افغانستان گفت: بدون هیچ تردید نقش جنبش مشروطیت نخست هرچند سرکوب شد اما کامل فکر و اندیشه مشروطیت نخست، از بین نرفت و بر مبنای همان اندیشه مشروطیت نخست، بود که مشروطیت دوم شکل گرفت. بدون شک که یکی از برنامه های اصلی جنبش مشروطیت براندازی امیر حبیب الله بود که امان الله هم عضوش بود. اما بحث نصرالله خان این بود که حبیب الله نباید کشته شود. امیر امان الله راه خود را از نصرالله خان برادر خود جدا کرد و یک عضو وفادار سری جنبش مشروطیت باقی ماند. کودتایی هم که علیه حبیب الله خان صورت گرفت در واقع یک کودتای از پیش حساب شده بود.

استاد دانشگاه ادامه داد: جنبش مشروطه در واقع طراح و برنامه ریز کودتا بود نادر خان در تلاش این بود که به هر ترتیبی شده است حبیب الله خان سقوط کند و امکان به قدرت رسیدن خودش را به دست بیاورد و در واقع این خیال را درسر داشت. نادر خان آدم جاه طلبی بود فکر می کرد که با کنار رفتن حبیب الله کم کم زمینه برای به قدرت رسیدن خودش فراهم می شود.

وی در خصوص کارهای امان الله خان در زمان خودش گفت: امان الله شاهی نوگرا، تجدد طلب بود و تلاش کرد که روزگاران درازی که روحانیان و ملایان و زمین داران به نوعی سعی داشتند که استفاده های خاصی از قدرت مرکزی کنند. یعنی به عنوان طفیلی ها خود را بسته به قدرت مرکزی می کردند این طفیلی را از خود دور کند چنان هم کردو مشکل امان الله خان این بود که در یک جبهه دیگری هم خود را درگیر کرد. در خارج از کشور در برابر انگلیس، رفتاری کرد که نیاز نبود. به طور مثال اجازه تاسیس مهاجران و مخالفان هندی را در اینجا پذیرفت و تحریکات سیاسی زیادی علیه انگلیس کرد. یعنی خود را با آنها در انداخت. در داخل برون مشایخ مجددی علیه امیر امان الله قرار گرفت. ملا ها را اینها تحریک کردند. حتی نورالمشایخ مجددی رفتن پسران به مکتب را کفر می دانست. اما قضیه جای دیگر بود در واقع به نوعی امتیازات از آنها سلب شده بود. امروز هم همین وضعیت است هرازگاهی که حکومت ها از امتیازهای پیر و روحانی و طفیلی های سیاسی می کاهند فوری برچسب های ضد دینی به حکومت زده می شود. که به نوعی ادامه سیاست های گذشته است.

کد (30)

دیدگاه ها بسته شده است

آخرین مطالب

مطالب پربازدید