- ندای افغانستان - http://www.nedayeafghanistan.com -

روز استقلال افغانستان 28 اسد نیست

سال 1919 میلادی بود که افغانستان در زمان شاه امان الله خان به استقلال سیاسی خود دست یافت. می شود گفت که یک سده است که افغانستان استقلال سیاسی دارد. در این مدت زمان افغانستان نظام های گوناگونی را تجربه کرده است. از نظام های شاهی مطلقه تا مشروطیت و نظام های ایدولوژیک سرخ و سبز و سفید، جنگ های خونین داخلی را پشت سر گذاشته است. میلیون ها انسان در این فاصله کشته شدند و میلیون ها انسان دیگر به چهار گوشه جهان آواره شدند. می شود گفت که افغانستان شاید به اندازه منابع زیر زمینی خود گورستان هایی جمعی داشته باشد. پس از 98 سال هم اکنون افغانستان، در چه جایگاه تاریخی قرار دارد؟ آیا افغانستان در تصمیم گیری های سیاسی، نظامی، اجتماعی و اقتصادی خود مانند یک کشور آزاد و مستقل عمل می کند. مردم افغانستان پاسداران واقعی این سرزمین هستند. ولی همیشه پس از آنکه هجوم را پس زده اند کمتر دولت ها توانسته اند که حقوق شهروندی و حقوق مدنی آنها را حفظ و حراست کنند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)، غلام محمد محمدی، نویسنده و تاریخ نویس در برنامه «گفتمان» گفت: 28 اسد استقلال افغانستان یک روز است اما 28 اسد مناسبت ندارد یعنی در این روز به هیچ وجه در سیر تاریخی افغانستان هیچ حادثه ای رخ نداده است. اگر بخواهیم این موضوع را دقیق بررسی کنیم، مثلا 21 فبریه1919، 4 حوت پادشاهی امان الله خان است. 24 فبروی 5 حوت است که در میدان مرادخانی استقلال اعلام کرده است. 28 فبروی 9 حوت می شود که سردار اصلان خان از پادشاهی اش انصراف داده و 29 فبروی ده حوت می شود که عنوان مردم و ملت افغانستان یک اعلامیه صادر کرده اند.

وی ادامه داد:3 مارچ 1919 دوازده حوت می شود امان الله خان خبر پادشاهی خود را به سلطنت هند داده است. سه مه جنگ در دره خیبر آغاز شده است. سه جون چهارده جوزا می شود آتش بس متحرکه جنگ اعلام شده است. 8 اگوست که 17 اسد می شود معاهده صلح راول پندی امضا شده است و 20 جنوری 1921، سه جدی مذاکره میان محمود ترزی و اندی دابس در کابل آغاز شده است. 22 نوامبر که اول قوس 1300 می شود. در همین روز اصل معاهده کابل امضا شده است در این روز است که انگلستان اعلام کرده است که افغانستان کشور مستقل و مساوی الحقوق با انگلستان است. روز استقلال افغانستان دقیقا اول قوس است. نه 28 اسد، هیچ مناسبتی وجود ندارد. امان الله خان در نه حوت استقلال را جشن می گیرد، روزی که عمویش در جلال آباد استعفا داده است. کلکانی یک بار در 6 جوزا این روز را جشن گرفته است روزی که امان الله خان خارج شده است. سال بعدش در آگوست جشن گرفته است. نادر خان در شش جوزا آن را جشن می گرفته است. روزی که امان الله خان خارج شده است. ظاهرشاه در اول جوزا آن را جشن می گرفته است. بعد ها در اول سمبله آن را شروع کرده است. داوود خان هم در 26 سرطان و حالا هم که ما آن را در28 اسد آن را جشن می گیریم.

محمدی، در خصوص این همه اختلاف در روز استقلال افغانستان بیان داشت: علت این موضوع بی نظمی در سیر تاریخی افغانستان است. دولت ها خودشان بی نظم بودند و امروز هم بی نظم هستند. تاریخ استقلال کشورهای دیگر مانند هند و پاکستان و دیگر کشورها هیچ تغییری نمی کند چراکه دولت های بانظم دارند.

وی، در خصوص ماجرای روز اعلام استقلال توسط امان الله خان گفت: در قتل حبیب الله سراج، چهار حلقه امنیتی نادرخان و برادرهایش بودند. حلقه اول شاه ولی خان بود. حلقه دوم پسر عمویش و حلقه سوم سردار احمد شاه خان بود و حلقه چهارم خود نادرخان بود. حدود چهار هزار نفر بودند که خیمه اش را محاصره کردند. در آنجا قتلش به وسیله شاه ولی خان صورت گرفته است. و شاه ولی خان خواهر اصلی امان الله خان را گرفته است یعنی پدر زنش را کشته است. در حقیقت مشاورالممالک هم بی گناه کشته شد، علیرضا خان هم بی گناه کشته شد و دست های امان الله خان هم به خون آلوده است و این خیانت بسیار بزرگی است. چرا که در این میان امان الله خان مستوفی الممالک را کشته است.

محمدی در ادامه افزود: اگر خاطرات استاد خلیلی را بخوانیم، درباره مستوفی نوشته است که در جلال آباد عصر بود که حبیب الله خان به دروازه ما آمد. پدرم فهیمد که موتر پادشاه است. خودش رفت و دروازه را باز کرد. پادشاه گفت که چه گل های خوبی در حیاط تان دارید. من صبح کله گوش میروم تو هم همراه من بیا. پدرم توصیه کرد که نرو در آنجا خطر است. متوفی اعصابش خرد شد و موترش را برگرداند که و گفت که تو هر روز مرا توصیه پدرانه می کنی. پس از آن یک مولوی به خانه ما آمد و پدرم به وی گفت که پادشاه را خطر تهدید می کند. چه کنم؟ مولوی گفت که برای وی خط بفرست. پدرم خط را نوشت و صبح به دست پادشاه رساند. اما امیر حبیب الله آن را در جیبش گذاشت و اصلا آن را نخواند. خط را نخواند و متوجه خطر نشد. قاتل وی نادرخان و برادرهایش است. سربازان هم که در جلال آباد شورش می کنند نادر خان و برادرهایش را می بندند به کابل روان می کنند. اما امان الله خان آنها را نجات داد و کسانی را که بیگناه بود را کشت. چرا که امان الله خان در این قتل دست داشته است. دلیل اینکه امان الله خان به سرعت استقلال اعلام می کند برای این بوده است که مردم نفهمند که وی در قتل پدرش دست دارد. جو را طوری پیش برد بدون اینکه کابینه ای تشکیل دهد بدون اینکه مشورت کند فوری استقلال اعلام کرد. این کاری بسیار فوری و عجله ای بود.

وی در ارتباط با وضعیت استقلال در زمان امان الله خان می گوید: استقلال و آزادی دو معقوله جدا از هم هستند. در زمان امان الله خان استقلال در کشور حاصل شد و هم آزادی. آزادی شامل آزادی های مدنی می شود که امان الله خان کرد. کاری که امان الله خان کرد حتی امروز هم زمامداران آن را نمی توانند انجام دهند. مثلا لغو بردگی، رسمیت یافتن مذهب جعفری، لغو محدودیت ها بر مذاهب دیگر، قانون سازی، نه گفتن به استعمار و آزادی زنان. این کارها را انجام داد. منتها امان الله خان در همان سه چهار سال اول تا 1924 یک پادشاه محبوب بود. اما بعد از آن می گویند یگانه عاملی که امان الله خان را بدنام کرد خویش و اقارب مادرش بود و هر جرم و جنایتی علیه امان الله خان می شد نزدیکان مادرش می کرد. در واقع آنها خیانت بزرگی به خانواده خودش کردند که این کار به مردم و استقلال افغانستان هم ضربه رساند.

کد (30)