امروز مصادف با جمعه, 20 سرطان , 1399 , Friday, 10 July , 2020
کد مطلب : 9751 , ,
+
-

ترامپ آمريکا را در جنگي بی پایان گرفتار کرده است

زمان انتشار : شنبه, 26 آگوست , 2017 , بخش : مقاله

بدون شک سياست امريکا در قبال افغانستان بهترين مصداق شکست سياست خارجي اين کشور است. پس از بيش از 15 سال جنگ و اعزام صدها هزار سرباز، رئيس جمهور جديدي وارد کاخ سفيد شد که آمادة اعمال تغيير بنيادين در سياست اين کشور در قبال افغانستان بود. رئيس جمهور ترامپ با گذشت چندين ماه از مسووليتش در کاخ سفيد، با هياهوي بسيار زياد تداوم همان سياست قبلي را اعلان کرد. پيامد اين تصميم اين است که ايالات متحده امريکا اکنون در جنگ بي پايانش در افغانستان کاملاً گير مانده است.
تنها تفاوت پاليسي ترامپ با پاليسي حکومت قبلي، اضافه شدن 4000 سرباز بيشتر به نيروهاي امريکايي در افغانستان است. ترامپ وعده سپرده که از ملت سازي در افغانستان دست بردارد، بر مبارزه عليه تروريزم تاکيد کند، به فساد در اين کشور پايان دهد و پاکستان را مسوول نگهدارد. رئيس جمهور اوباما نيز چنين وعده‌هايي را داده بود. او در سال 2011 هنگام تشريح تغيير رويکردش نسبت به راهبرد رئيس جمهور بوش گفت «وقت آن است که بر ملت سازي در کشور خودمان تمرکز کنيم.»
افراد زيادي سخنان ترامپ در مورد پاکستان را فاصله گرفتن او از سياست حکومت قبلي در قبال اين کشور تفسير کردند، اما به نظر مي‌رسد که آن‌ها و در مجموع همة مردم اعتراف واضح و پوست کندة دريادار مايک مولن  را در کانگرس اين کشور در سال 2011 فراموش کرده‌اند. او در آن زمان لوي درستيز امريکا بود. مولن از شبکه حقاني به عنوان يکي از خطرناک‌ترين گروه‌هاي تروريستي فعال در افغانستان نام برد که به گفتة خودش «بازوي واقعي سازمان استخباراتي پاکستان، آي. اس. آي، است.» در همان سال بود که وزير خارجة وقت هيلري کلنتون و رئيس وقت سازمان سيا ديويد پيتراوس هردو به پاکستان رفتند تا به قول کلنتون «پاکستان را شديداً تحت فشار قرار دهند» تا به حمايتش از گرو‌هايي مسلح در افغانستان پايان دهد. اين اقدام يکي از سلسله اقداماتي بود که پاکستاني‌ها را ناراحت ساخته و باعث شد که آن‌ها مسيرهاي تدارکاتي نيروهاي تحت رهبري امريکا در افغانستان را براي هفت ماه بسته کنند.
پال راين  رئيس مجلس نمايندگان امريکا که خود نيز از حزب جمهوري‌خواهان است، در اعلان حمايت از تعهد بدون زمانبندي ترامپ همان سخن سابق را به زبان آورد که امريکا ساعت را در اختيار دارد اما طالبان زمان را. او گفت «اگر آن‌ها به اين باور باشند که تعهد ما تا يک زمان مشخص است و جدول زماني براي پايان دادن به تعهد خود داريم، منتظر خروج ما خواهند بود.» اما اين طرز تفکر و برداشت از اين نوع جنگ فرامرزي از اساس نادرست است. طالبان به يک دليل بسيار ساده و اضح مي‌توانند در انتظار خروج ما باقي بمانند: افغانستان محل زندگي آنان است.
هري سامرز ، افسر اردوي امريکا در جنگ ويتنام که کتاب مهمي را تحت عنوان «در باب استراتيژي» درباره درس‌هاي نظامي آموخته شده از آن جنگ نوشته، کتابش را باز مي‌کند و گفتگويش را با يک افسر ويتنام شمالي در سال 1975، اندکي قبل از سقوط سايگون، بازگو مي‌کند: او مي‌گويد «مي‌دانيد که شما هرگز ما را در ميدان جنگ شکست نخواهيد داد.» افسر ويتنامي در جواب مي‌گويد: «شايد اين گونه باشد، اما اين گفتة شما بي ربط نيز است. هر سرباز ويتنامي يک چيز را با تمام وجود مي‌داند: در نهايت بيگانگان به کشور خودشان باز خواهند گشت.»
ديکستر فيلکينز، گزارشگر نشريه نيويارکر،  يکي از کنجکاوترين گزارشگراني است که جنگ افغانستان را تحت پوشش خبري قرار داده است. از او پرسيدم: چرا طالبان دوباره در افغانستان پا مي‌گيرند؟ او چنين جواب داد که «افغان‌هاي عادي از طالبان متنفراند. اما از حکومت افغانستان بيشتر متنفراند. ما مي‌گوييم که ديگر نمي‌خواهيم در افغانستان ملت‌سازي کنيم، اما شما نمي‌توانيد قبل از ايجاد يک دولت اردو ايجاد کنيد. مردم براي يک اردو از زندگي خود نمي‌گذرند؛ آن‌ها براي يک کشور جانش را مي‌دهند. اکنون چه کسي مي‌خواهد که براي دولت فعلي افغانستان جانش را فدا کند؟»
اردوي امريکا که در افغانستان حضور دارد، به خوبي از مشکل موجود آگاه است. به همين دليل است که از دولت افغانستان به عنوان مجموعه‌اي از شبکه‌هاي فساد که در سراسر کشور حضور دارند، ياد مي‌کند. در حوزه نظامي حتي اصطلاح وِيژه‌اي براي اينگونه دولت وجود دارد: «VICE » (شرکت بزرگ متشکل از جنايتکاران که از رأس تا به پايين نظام حضور عمودي دارند).
بارنت روبين ، کارشناس برجستة پاليسيِ افغانستان که در سازمان ملل و حکومت ايالات متحده به عنوان مشاور کار کرده، مشکل را از ديد خود چنين تشريح مي‌کند:«دولت افغانستان بدون کمک خارجي قادر به حفظ وجودش نيست.» او ادامه مي‌دهد «اين دولت بدون کمک دولت امريکا قادر به تامين هزينه‌هايش نيست، بدون کمک پاکستان نمي‌تواند جامعة با ثبات داشته باشد، و بدون تجارت و ترانزيت با ايران نمي‌تواند رشد اقتصادي داشته باشد.» او با اشاره به گزارش‌هاي حاکي از وجود منابع طبيعي و مينرالي به ارزش حدود 1 تريليون دالر امريکايي در افغانستان، مي‌گويد «من مطمئن هستم که ماه حتي منابع مينرالي بيشتر دارد، اما شما به راهي براي رساندن آن به بازارها نياز داريد. و براي داشتن اين راه شما به همسايه‌هاي نيک و دوست نياز داريد.» روبين معتقد است که رويکرد رئيس جمهوري ترامپ محکوم به شکست است زيرا يک رويکرد کاملاً يکطرفه است که تاثيرات آن بر منافع قدرت‌هاي منطقه مخصوصاً روسيه، چين و ايران آگاهانه واضح است.
در عين زمان، اداره ترامپ سياست قبلي را با شدّت دوبرابر ادامه مي‌دهد. يعني پول بيشتر، بمب‌ بيشتر، سرباز بيشتر، فشار بيشتر بر پاکستان و عشق بيشتر به افغان‌ها. اين رويکرد، يک رويکرد تاکتيکي است که توسط جنرال‌ها طراحي شده و هدف آن جلوگيري از شکست شان است. اما اين رويکرد حتي وانمود هم نمي‌کند که داراي يک استراتيژي براي پيروزي است. به بيان ديگر، بعد از نيم قرن، امريکا با هزينة انساني کمتر، همان استراتيژي‌يي را که در قبال ويتنام اتخاذ کرده بود، بار ديگر روي دست گرفته است. اين استرايژي را مي‌توان باطلاق کم‌عمق يا کوچک ناميد.
منبع: واشينگتن پست

دیدگاه ها بسته شده است

آخرین مطالب

مطالب پربازدید