امروز مصادف با پنج شنبه, 19 سرطان , 1399 , Thursday, 9 July , 2020
کد مطلب : 9798 , ,
+
-

افغانستان میدان بزکشی قدرت های دور و نزدیک

زمان انتشار : سه‌شنبه, 29 آگوست , 2017 , بخش : یادداشت

اقشار مختلف کشور با گذشت هر روز از راهبرد جدید آمریکا گوشه و کنار آن را نقد می کنند اما وقتی طرف دیگر کار را حکومتی چون وحدت ملی با آن سابقه سیاه در کارنامه اجرای تفاهمنامه ها، پیمان ها و برنامه های مختلف می بینند از آن دلسرد می شود. امضا کردن و سپس فراموش شدن تفاهمنامه همکاری های استراتژیک در دروان کرزی و پیمان امنیتی در آغازین روزهای حکومت غنی تنها دو نمونه کوچک اما بزرگ بی نتیجه ماندن برنامه ها با این حکومت ناقض قانون بوده است.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)، آصف آشنا، فعال سیاسی در گفتگو با "محور" در خصوص ماهیت استراتژی جدید آمریکا گفت: راهبرد جدید چیز تازه ای نیست، نفس اعلام شدن این راهبرد شاید بخشی از امیدهای از دست رفته را بازگرداند اما مشکل اصلی این است که اقتدار ملی ما از درون می لنگد و سیاسیون ما بسیار روزمره سیاست می کنند و در پی آجنداهای شخصی اند و بحث های کلان را فراموش و تصویر کلان از کشور را ندارند.

آشنا می گوید: سیاسیون کشور یادشان رفته است که افغانستان با آمریکا سند همکاری های استراتژیک را امضا کرده است و در اولین روزهای حکومت وحدت ملی غنی، عبدالله و اتمر پیمان امنیتی با آمریکا امضا کردند. یک دید استراتژیک جدی در سیاسیون و در حلقه رهبری حکومت وجود ندارد و اینها نتوانستند سند همکاری های استراتژیک و پیمان امنیتی را پیگیری کنند تا از هر لحظه قرار گرفتن در پرتگاه بیم و امید نجات پیدا کنیم.

این آگاه سیاسی، درخصوص اظهارات ترامپ مبنی بر اینکه با ملت سازی در افغانستان کاری ندارد اظهار می کند: آمریکا براساس قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل در افغانستان دخالت نظامی کرد. مسوولیت ها و ماموریت آمریکا بر مبنای قطعنامه مبارزه با تروریزم و تلاش برای نهادینه کردن دمکراسی تعریف شده است. دمکراسی یکی از ماموریت های اساسی آمریکا و توجیح حضور این کشور است و اینکه این مسوولیت از اظهارات ترامپ کنار گذاشته می شود، نمی تواند تعهد اصلی را رفع کند. اگر این کشور صادقانه برای تامین امنیت تلاش کند بستر دمکراسی محقق می شود.

وی، درخصوص واکنش رییس جمهور به نبود محدودیت زمانی برای راهبرد بیان می کند: غنی در سخنانی در قندهار بایک خوشبینی واهی و پا در هوا گفته است که این راهبرد محدودیت زمانی ندارد اما فراموش کرده است که دوره ترامپ فقط 4 سال است و 4 سال دیگر کس دیگری در آمریکا می آید که ممکن است نظر ترامپ را نداشته باشد.

این فعالی سیاسی می گوید: مساله افغانستان پیش از اینکه به پاکستان، آمریکا و روسیه مرتبط باشد منازعه تاریخی قدرت درون کشور است. تازمانیکه راه حل برای عبور از منازعه قدرت بدست نیامده نمی توان به حرکت های دمدمی مزاج امید بست و به راهکار رسید.

آشنا معتقد است که بستر مداخلات کشورهای منطقه و فرامنطقه به مسایل داخلی را سیاستمداران فراهم کرده اند و دراینباره تصریح می کند: متاسفانه واقعیت عینی است که بستر مداخلات ایران، پاکستان، هند، چین و روسیه را خود فراهم کردیم که کشور میدان بزکشی های قدرت های منطقه و فرامنطقه باشد.

وی افزود: تازمانیکه اقتدار درونی بلرزد و بجای اراده سیاسی مردم جان کری ها تصمیم بگیرند و قانون اساسی و مردم پی کارشان بروند، حکومت های مصلحتی دست نشانده، چنین سرنوشتی دارند. وضعیتی که خودمان فراهم کردیم سبب شد کشورهای پیرامون دولت را به رسمیت نشناسند و رابطه دولت ها با یکدیگر اصل قرار نگیرد و هر کشور با گروه های تروریستی مناسب با منافع ملی خود رابطه بگیرند.

این آگاه سیاسی، درباره ظرفیت داخلی برای شکلگیری اجماع سیاسی معتقد است: از کنفرانس بن تا آخرین روزهای حکومت کرزی، مسیر تا یک جایی درست طی شد اما بعد از انتخابات 2009 کرزی عملا تلاش کرد که دمکراسی را به خلاف ببرد. غنی و کرزی در یک تبانی بسیار واضح در انتخابات 2014 بگونه ای بازی کردند که اراده سیاسی مردم زمینگیر شد، دمکراسی شکست خورد و روند به مسیر داعیه هژمونیک تباری قدرت کشانده شد.

این فعال مدنی می افزاید: تا وقتیکه برخی از سیاسیون پشت داعیه ابطال شده هژمونیک تباری قدرت لجاجت کنند، این دمکراسی میدانی برای تحقق ندارد و این هم نسخه ای نیست که افغانستان را به ثبات برساند. کسانیکه پشت این داعیه ابطال شده هستند به سادگی اراده سیاسی و قانون اساسی را نقض می کنند، جنگ را همگانی می کنند و طالب را کارت سیاسی بازی قدرت می سازند و پس از آن برای قباحت زدایی از از اعمال طالب، تز دروغین داعش را وضع می کنند. مجموع بازی هایی که با آن مواجه هستیم همه اش پیامد بازی های سلیقه ای است.

آشنا خاطر نشان می کند: مردم بدون هیچ تقسیم بندی قربانی سیاست های اشتباه، غلط و احمقانه رهبران سیاسی هستند. مشکلی که در آن گیر کرده ایم سیاست های دمدمی مزاجانه است. غنی از آنجایی که مشروعیت مردمی ندارد همواره به مردم و متحدین بین المللی دروغ می گوید اما این کار کلوخ گذاشتن و از آب رد شدن است. متحدین بین المللی با اجبار با وی مواجه هستند. چنانچه وقتی سرمنشی سازمان ملل به افغانستان آمد با غنی مواجه شد و کار به پرخاشگری رسید و جلسه شان متشنج شد.

وی، در تازه ترین مورد از درماندگی مقام های بین المللی از رویارویی با رهبران حکومت بیان می کند: سفیر اتحادیه اروپا برای افغانستان با غنی جلسه خداحافظی انجام داد. واقعیت مساله این است که جدال و تنشی که میان اتحادیه اروپا و غنمی است بالاخره اتحادیه اروپا را وادار به ختم وظیفه سفیر کرد.

این آگاه سیاسی می گوید: اتحادیه اروپا ماموریت سیاسی اش را در افغانستان خاتمه داد و همزمان با ختم ماموریت سفیر دفتر خود را بست. دلیل اینکار دشمنی غنی با سفیر اتحادیه بود. این دشمنی از مقطع انتخابات آغاز شد، اتحادیه اروپا نخواست مانند یوناما در راستای سیاست های حلقه ارگ بازی نکرد و در برابر آن ایستاد.

آشنا، افزود: مردم شاهد هستند که سفیر اتحادیه اروپا بیشتر از هر مخالف سیاسی و رهبر سیاسی در جبهه برابر غنی قرار و موضع گیری های قاطع در زمینه اصلاحات انتخاباتی، امنیتی، مبارزه با فساد و حاکمیت قانون و حکومتداری خوب داشت. حتی کار به جایی رسید که سفیر اروپا در نشستی کیف پول خود را در آورد و گفت جنرالان در افغانستان براساس این (کیف پول شان) تعیین می شوند نه شایستگی. چنین شخصی وقتی ختم وظیفه می شود و قرار می شود دفتر اتحادیه اروپا بسته شود و تنها سفیر غیر مقیم که قدرت دخالت در امور سیاسی را ندارد روی کار بیاید، نشان از یک عقبگرد وحشتناک می دهد.

وی افزود: هم توپ و هم گره در زمین ارگ است. واقعیت امر این است که افغانستان محکوم به رفتن به مسیر دمکراسی است و هر گونه تمامیت خواهی کشور را به سقوط می کشاند. در آستانه جنگ تمام عیار قومی هر اتفاقی که بیافتد مسولیت آن متوجه غنی و دار و دسته اش است.

کد (26)

دیدگاه ها بسته شده است

آخرین مطالب

مطالب پربازدید