دوشنبه, 2 ثور , 1398
کد خبر: 9910 زمان مخابره: جمعه, 17 سنبله , 1396

خشونت و افراط گرايي ديني؛ الـزامات وراه حـل ها!

مقدمه
خشونت، تنفر، انسان کشی و انهدام مظاهر تمدنی و به بیان دقیق تر؛ افراط گرایی و خشونت دینی، یکی از پدیده های هراسناک و وحشت انگیز دوران معاصر ما است که به خصوص دنیای اسلام را تحت تاثیر جدی قرار داده است. پدیده خشونت و افراط گرایی دینی، بریده از این که؛ یک پدیده سیاسی و محصول توافق و قرار دادهای محسوس و نامحسوس سیاسی و استخباراتی قدرت ها و نهادهای نظام بین المللی سلطه می ‎باشد، پدیده دینی نیز هست!. پدیده ای که با مستندات و محمل‌های مفسرانه دینی و توجیهات اجتهادی و مبتکرانه تفکر اسلامی، توجیه و استدلال پذیری رفتارها و کنش ‎های خشونت بار گروه های افراطی را مشروعیت بخشیده و قابل ارتکاب می ‎سازد. این یک واقعیت است که پدیده خشونت و افراط گرایی دینی و از نوع اسلامی آن، با پوشش‌های کلامی، حقوقی و مستندات فقهی مورد حمایت تیوریکی قرار گرفته و مقبولیت انگاری می ‎گردد.
بسیارروشن است که خواستگاه اصلی افراط گرایی و خشونت دینی، حوزه‌های علوم دینی و مدارس مذهبی بوده و در این قلمروها به توسعه و گستردگی رسیده  و به برگ و بار نشسته است. فرزندان جوان و عصیان منش مدارس دینی است که با انگیزه ها و مشروعیت بخشی‌های تفکر دینی جرات و شهامت یافته و جمعیت‌های کثیری  از انسان ها و مظاهر تمدنی آنان را به یک باره به خاکستر تبدیل می‌کند. بدیهی است که بدنه اصلی خشونت گران دینی را مستندات دینی و فرهنگ مذهبی به وادی هراسناک انتحار و انفجار هدایت نموده و اطمنان  و رضایت خاطر آنان را برای انسان کشی تمهید و مهیا می سازد.
مساله این نیست که این نوع قرایت و تفسیر از متون و گزاره های دینی درست است یا نادرست؟ بلکه مساله این است که؛ پدیده هراس انگیز و بنیان برانداز خشونت و افراط گرایی دینی زندگی و حیات فردی و جمعی شهر وندان مسلمان و غیر مسلمان را دچار گسست وتباهی ویران ‎گر و بنیان برانداز نموده است و براساس تحلیل این چنینی از این پدیده، ضرورت ‎های عاجلی، فراتر از بررسی حقانیت و غیر حقانیت چنین قرایت خشونت بار و افراطی را در دنیای اسلام مطالبه می نماید. این پدیده بدون تردید، ضرورت ها و الزامات متفاوت و غیر معمولیی را لازم دارد که تمامی اقشار اجتماعی و به خصوص متولیان حوزه دین با درک مسئولیت و مکلفیت های دینی و انسانی شان به جستجوی آن باید بپردازد.
بر اساس این تفهم از پدیده خشونت و افراط گرایی دینی، تنها راه حل موثرکه همراه با راه حل های نظامی، سیاسی و امنیتی، که به ریشه کنی این پدیده دهشت ناک منتهی شود، راه حل ‎های درون دینی است که ظرفیت و پتانسیل وسیع و گسترده ای برای مهار این بازی دهشت آفرین و خشونت بار، دارا می باشد. محو و پایان پذیری این پدیده دهشتناک، زمان به صورت موثر تحقق و عینیت خاهد یافت که راه حل ‎ها، بر بنیاد ظرفیت ‎ها و پتانسیل ‎ها ی دینی و قرایت‌های اعتدال گرایانه و هم سو با حیات تمدنی انسان بنیاد یافته و به سمت و سوی استعلا و محوریت بخشی حقوق و امتیازات بنیادین و اساسی جامعه بشری در چارچوبه های تفکر دینی حرکت و نهادینه ‎گی بیابد. بدیهی است که اگرراه حل های درون دینی برای حل این معضل منطقه ای و بین المللی جستجو نشود، راه حل ‎های نظامی، سیاسی و استخباراتی، ممکن است به سرکوب این پدیده موفق شود، ولی ریشه ‎های آتش هم چنان در لایه‌های خاکسترین این سرکوب‌ها روشن نگهداشته شده و به موقع مناسب مشتعل گردد. برهمین اساس، راحل ها ی درون دینی برای پایان یافتن پدیدیده هراسناک خشونت و افراط گرایی را می توان در دو قلمرو و حوزه متفاوت ولی مکمل هم و  به صورت همزمان عملیاتی و جستجو نمود:
الف. راه حل بنیادین و استراتژیک.
این راه حل پیشنها د می‌کند که مطالعات عمیق دینی با اصالت دادن به ارزش‌های حقوق بنیادین بشری چون؛ حق حیات، حق آزادی، حق مالکیت و … و حقوق اساسی دیگر، صورت گرفته و در پرتو ارزش ‎های دینیی فارغ از هرنوع گرایش‌ها و دخالت ‎های تفسیری مذاهب اسلامی، بنیاد یک نظام فکری و حقوقی اسلامی را پی‌ریزی نماید. این مطالعه ضرورت است که ارزش‌های انسانی را در منابع و متون اولیه دینی جسجو نموده و در جهت استعلاء و نهادینه نمودن آن متمرکز شود. این مطالعه ضرورت است که به صورت نظام مند و فارغ از دسته بندی‌های کلامی چون؛ کفر و مسلمان، سنی و شیعه، غالی و ناصبی و مانند آن عبور نموده و نظام فکری و حقوقیی نوینی را بربنیاد کرامت ذاتی انسان و حقوق و امتیازات آن، پی ریزی نماید. روشن است که منا بع دست اول دینی ما و بسیاری از شاخه های علوم دینی چون، فقه و عرفان انسان گرا به حمایت از این نوع مطالعات عمیق و استراتژیک دینی برخواهد آمد.
میکانیزم که برای این راه حل می ‎توان جستجو نمود، ایجاد یک مرکز علمی قوی در ساختار شورای عالی صلح می باشد که با اختصاص امکانات و بودجه لازم و کافی و جمع آوری متخصصین علوم دینی، حقوق، جامعه شناسی و …از نهادها و مذاهب گوناگون اسلامی، به دست آوردهای علمیی قوی نایل خواهد آمد که برای کشور، منطقه و جهان می ‎تواند راه گشا و الگو قرار بگیرد.
مسئولیت این مرکز مطالعات عمیق در جهت گره گشایی از بن بست ‎های فکری، ایدیولوژیکی و دینی می‌باشد که خشونت و افراط گرایی را تیوریزه نموده و رفتارهای ضد انسانی را مشروعیت دینی می بخشد. این مرکز ضرورت خواهد داشت که با امکانات قوی و گسترده ای چون امکانات شورای عالی صلح حمایت و پشتیتانی شود تا موفقیت ها و نتایج ملموس و موفق را به جا بگذارد.
ب. راه حل میانه و کاربردی
راه حل دیگر که برای پایان دادن به پدیده خشونت و افراط گرایی دینی کمک می ‎کند، ترویج، انتشار و گسترش ارزش های حقوقی و انسانی جامعه بشری از منظر متون و منابع دینی می باشد. ترویج چنین ارزش ‎ها، از آن‌جای که از پشتوانه قوی استدلالی و دینی برخوردار می ‎باشد، اثر گذاری عمیقی از خود به جا گذاشته و در جهت ریشه کنی پدیده خشونت و افراط گرایی، نقش بی بدیلی ایفا خواهد نمود. بسیار به جا خواهد بود که این دو راه حل به عنوان مکمل هم دیگر به جریان افتاده و نتایج و برآیندهای مرکز مظالعات دینی و استراتژیک به نشر و ترویج سپرده شود و البته انتشار و ترویج چنین اندیشه ‎ها زمان از موثریت لازم برخوردار خواهد شد که به صورت یک گفتمان مسلط فکری و دینی، ذهنیت و افکار عمومی را تحت تاثیر قرار دهد. برهمین اساس ضرورت است که:
1. تبلیغات و سیع و گسترده ارزش های حقوقی و انسانی انسان از منظر تفکر دینی، در قالب سیمینارها ی مختلف در ولایات و مرکز کشور، تبلیغ و ترویج دوام دار از طریق رسانه های جمعی چون؛ رادیو، تلویزیون، روزنامه ها، صفحات مجازی و… صورت بگیرد.
2. تمویل و تشویق نیروها و گرایش ‎های معتدل دینی در جهت ترویج و هم رسانی ارزش های حقوق بشری دینی از طریق مساجد، منابر و مدارس علوم دینی، انجام بپذیرد.
3. آموزش های علوم دینی و معارف اسلامی با روی کرد حقوق بشری و ارزش های انسانی تحت نظر قرار داده شده و متون حقوق بشر اسلامی و اعلامیه حقوق بشر جهانی در کریدت های درسی مدارس دولتی و مراکز علوم دینی گنجانده شود.
هرچند چنین راه حل‌ها نیازمند نیروی کافی و متخصص، هزینه و بودجه سنگین و وقت و زمان کافی را لازم دارد، ولی در عین حال یک ضرورت است که حکومت افغانستان در کنار تدبیرهای نظامی، سیاسی و استخباراتی به چنین راه حل ‎ها، نیز به عنوان راه حل‌های اسای و استراتژیک توجه نماید. متاسفانه اما، حکومت افغانستان در این زمینه کدام پلان و پالیسی مشخص و روشنی را ارایه نداده و فاقد اراده لازم برای عملیاتی نمودن چنین راه حل ‎ها نیزمی باشد. بدیهی است که اگر به چنین راه حل ها نیاندیشیده و به اقدام های نیز نرسد، مبارزات سیاسی و نظامی کشور بدون نتیجه خواهد ماند.