امروز مصادف با یکشنبه, 30 سنبله , 1399 , Sunday, 20 September , 2020
کد مطلب : 11093 , ,
+
-

گفتگوهای ترکیه و معمای صلح در افغانستان

زمان انتشار : سه‌شنبه, 16 ژانویه , 2018 , بخش : مقاله

حکومت وحدت ملی بارها اعلام کرده که صلح بعد از امنیت، جدی‌ترین اولویت حکومت است و برای رسیدن به آن تلاش‌های جدی جریان دارد.
اما در روزهای گذشته گفتگوی غیر رسمی دو مشاور ریاست جمهوری با شماری از اعضای گروه طالبان در شهر استانبول ترکیه خبر ساز شده است.
همایون جریر مشاور امور اجتماعی رئیس جمهور و عباس بصیر مشاور رئیس جمهور در امور منابع طبیعی و محیط زیست اعلام  کردند که سومین دور گفتگوهای مقدماتی و غیر رسمی صلح را با شماری از نمایندگان گروه طالبان انجام داده‌اند. آنها اعلام کردند که این گفتگوها برای زمینه سازی گفتگوهای رسمی  و جدی با رهبران گروه طالبان، انجام شده است.
هرچند حکومت تا کنون واکنش رسمی به گفتگوی این دو مقام با شماری از اعضای طالبان نشان نداده‌اند، اما شاه حسین مرتضوی سرپرست دفتر سخنگوی ریاست جمهوری در صفحه رسمی فیسبوک خود نوشته که این افراد از حکومت"نمایندگی" نمی‌کنند.
از سوی دیگر، ذبیح‌الله مجاهد که خود را سخنگوی گروه طالبان می‌خواند، در گفتگو با رسانه‌ها این گفتگوها را"جعلی" و "دسیسه استخباراتی" خوانده و اشتراک نمایندگان گروه طالبان را در آن رد کرده است.
با توجه به این واکنش‌ها، سئوال‌های جدی در مورد ماهیت چنین گفتگوها و همچنین در مورد مدیریت روند صلح در کشور به وجود می‌آید. اشتراک کنندگان این نشست چه کسانی هستند و چگونه به ترکیه رفته‌اند؟ علاو بر این باید بپرسیم که مدیریت پروسه صلح در کشور در دست کیست و چه کسانی صلاحیت دارند که به نمایندگی از دولت افغانستان پشت میز گفتگو بنشینند و در مورد صلح با مخالفان مسلح دولت مذاکره کنند؟
هرچند مقامات حکومت بارها اعلام کرده‌اند که شورای عالی صلح یگانه مرجع رسمی برای پیش ‎‌برد روند و گفتگوهای صلح در کشور است، اما این شورا هنوز واکنش رسمی به گفتگوهای ترکیه نشان نداده و اعلام نکرده که آیا این گفتگوها با هماهنگی این شورا صورت گرفته یا خیر.
هویت افراد اشتراک کننده به نمایندگی از گروه طالبان در این گفتگوها نیز به شدت زیر سئوال است. با توجه با انشعاب در گروه طالبان بعد از مرگ ملا عمر، مشخص نیست که این افراد از کدام شاخه گروه طالبان نمایندگی می‌کنند و از چه صلاحیتی در بین هم‌قطاران خود برخوردار هستند. آیا آنها از این صلاحیت در بین طالبان برخوردار هستند که بتوانند رهبران طالبان را به پشت میز مذاکره بکشانند؟
حکومت افغانستان سالهاست که در پی دست یافتن به صلح و پایان دادن به جنگ، تلاش می‌کند که با مخالفان خود و بخصوص گروه طالبان مذاکره و گفتگو کند، اما این گروه هنوز حاضر به گفتگو با مقامات دولت نشده و به درخواست مقامات حکومت، پاسخ منفی داده است. حالا این سئوال بوجود می‌آید که این افراد چگونه حاضر به گفتگو با دولت شده‌اند و با هماهنگی و زمینه سازی چه کسی برای گفتگو به ترکیه سفر کرده‌اند؟
بدون تردید شهروندان خسته از جنگ افغانستان، هر روز در انتظار آوردن صلح و ثبات در کشور هستند و از تلاش‌ها در این زمینه حمایت و پیشتیبانی می‌کنند. اما انتظار دارند که روند صلح باید در چهار چوب قوانین نافذ کشور به پیش برود و مردم نیز از مراحل آن آگاه گردند تا آنها بتوانند به این روند اعتماد کنند و آن را به عنوان یک روند ملی و قانونی بپذیرند.
اما هرج ومرج در گفتگوهای صلح و برگزاری نشست‌های معماگونه و راز آلود، به اعتماد مردم به این پروسه ملی صدمه وارد می‌کند و باورها به نهادی به نام شورای عالی صلح را، کاهش می‌دهد.
همچنین هرج و مرج در گفتگوهای صلح نشان می‌دهد که حکومت یک استراتژی و برنامه مدون برای تامین صلح در کشور ندارد تا بر اساس آن پروسه صلح و روند مذاکرات با مخالفان مسلح دولت، به پیش برود. اگر چنین استراتژی وجود می‌داشت، بدون تردید از نشست‌های خودسرانه و معماگونه جلوگیری می‌شد و همچنین هیچ کسی جرات نمی‌کرد که بدون داشتن مقام رسمی در نهادهای رسمی صلح، با مخالفان دولت در مورد صلح گفتگو کند و خود را نماینده دولت افغانستان تلقی کند.
بدون چنین استراتژی تلاش‌ها برای رسیدن به صلح به بی‌راهه خواهد رفت و دست اندازی‌ها و مداخلات در روند گفتگوهای صلح بیشتر از پیش افزایش خواهد یافت. انتظارها این است که حکومت و شورای عالی صلح برای رسیدن به صلح در کشور یک استراتژی مدون با همکاری احزاب سیاسی، نهادهای حقوق بشری و جامعه مدنی افغانستان تهیه کند و روند صلح را بر اساس آن به پیش ببرد تا این گفتگوها ثمربخش باشد.
تجربه ناکام گفتگوهای چهار جانبه افغانستان، پاکستان، آمریکا و چین به حکومت افغانستان این امر مسئله را روشن کرد که دیگران نمی‌توانند صلح را در افغانستان تامین کنند و افغانستان خود باید مسئولیت این پروسه را به دوش گیرد.
بر این  اساس حکومت ایده "گفتگوهای بین‌الافغانی" را مطرح و اعلام کرد که پروسه صلح از این به بعد بدون حضور نماینده‌های کشورهای خارجی و با رهبری دولت افغانستان به پیش خواهد رفت.
هرچند که اشتراک کنندگان نشست غیر رسمی ترکیه نیز اعلام کرده‌اند که این گفتگوها" بین‌الافغانی" بوده و نماینده هیچ کشوری در آن حضور نداشته است، اما اینکه مکان گفتگوها چگونه ترکیه انتخاب شد و معیارهای این انتخاب چه بود، نیز سئوال برانگیز است.
همچنین شماری از رسانه‌ها گزارش داده‌اند که مقامات دولت ترکیه به گروه طالبان پیشنهاد کرده‌اند که دفتر سیاسی خود را در شهر انقره باز کنند. این پیشنهاد خود نوعی رسمیت دادن به گروه طالبان و مداخله در امور داخلی افغانستان محسوب می‌شود و نگرانی‌های جدی را بوجود می‌آورد.
با توجه به تجربه گشایش دفتر طالبان در قطر، اینگونه دفاتر بجز اینکه مداخلات در روند صلح را بیشتر بسازد، هیچگونه مؤثریتی نداشته و نخواهد داشت. با وجود اینکه حکومت قبلی با گشایش دفتر طالبان در قطر موافقت کرد، اما گشایش این دفتر نیز نتوانست گره صلح را در کشور بگشاید و رهبران گروه طالبان را وادار به گفتگو و مذاکره کند.
انتظار شهروندان افغانستان این است که حکومت وحدت‌ملی به هرج و مرج در گفتگوهای صلح پایان دهد و افرادی را که غیرمسئولانه و خارج از پالیسی عمومی دولت با مخالفان مسلح دولت بر سر مسئله صلح گفتگو می‌کنند، مورد بازپرسی قرار دهد و از آنها بپرسد که چه کسی این صلاحیت را به شما داده که به نمایندگی از افغانستان گفتگو کنید.
همچنین حکومت باید در چهار چوب قوانین بین‌المللی از کشورهای خارجی بخواهد که از هرگونه اقدام و پیشنهادی که منجر به رسمیت دادن به مخالفان مسلح دولت می‌شود، خود داری کنند و در امور داخلی افغانستان مداخله نکنند.
با آن همه هنوز پرسش‌های اساسی در مورد گفتگوی ترکیه باقی است. هیچ کسی هنوز به این پرسش پاسخ نداده است که گفتگوهای این دو گروه به نام دولت افغانستان و گروه طالبان توسط چه کسانی هماهنگی شده است و این افراد با عناوین نمایندگی از دولت و طالبان چگونه به ترکیه فراخوانده شده اند و آجندای سفر شان را چه کسی ترتیب داده است؟
باید منتظر ماند تا شورای عالی صلح با توجه تکذیب دولت افغانستان و نیز تکذیب گروه طالبان و جعلی خواندن این مذاکرات، چه پاسخی برای افکار عمومی ارایه خواهد کرد.

دیدگاه ها بسته شده است

آخرین مطالب

مطالب پربازدید