امروز مصادف با یکشنبه, 30 سنبله , 1399 , Sunday, 20 September , 2020
کد مطلب : 1891 , ,
+
-

گناهان این همه جنایت را بدوش چه کسی باید نهاد؟

زمان انتشار : دوشنبه, 25 ژانویه , 2016 , بخش : مقاله

انتحاری

اگر نیک نگریسته شود خیلی ها همه مقصرند، هم آنانکه طالبان را در آستین خود پرورش دادند، و هم آنهایی که حرمت قانون را شکستند، تخلف کردند، تقلب ورزیدند. آنچه امروز بر ما آمده است واکنشی طبیعی و نتیجه اعمال ما است.

حمله انتحاری طالبان در روز چهارشنبه هفته گذشته، بر واسطه نقلیه کارمندان تلویزیون طلوع، باعث کشته و مجروح شدن تعدادی از افراد آن رسانه ی گروهی شد و موجی از واکنش ها را به همراه آورد.

رسانه های گروهی و شخصیت های فرهنگی کشور هر کدام به نوبه خود تالم و تاثر خود را از آن واقعه تاسف بار اعلام کردند و از رویکرد رسانه ستیزی طالبان اعلام انزجارنمودند.

دردآور و تالم بر انگیز آن بود که مقام های حکومت وحدت ملی، با سخنان بی رمق و ادبیات تکراری آن حمله را محکوم کردند و از نیروهای امنیتی خواستند که عاملان آن حمله را به پنجه قانون(!) بسپارند. اشرف غنی همانند گذشته گفت که با حمله کنندگان به افراد ملکی وارد گفت و گو نخواهد شد! این گفته به معنای آنست که گویا طالبان حاضر شده بودند تا گفت وگو کنند، اما رئیس جمهور اشرف غنی از مذاکره با این گروه خودداری می کند!

از طالبان بنابر خوی درندگی و خون آشامی آنها، هیچ شکایتی نمی توان کرد، درندگی گرگ از خوی او است. نمی توان از گرک انتظاری جز درندگی داشت، آنچه که برای اصحاب رسانه های گروهی تالم بار و تاثرانگیز است واکنش حکومت به این گونه رویداد ها است. اگر ضاربین احمد سعیدی دست گیر می شدند، اگر سوء قصد کنندگان به جان آقای کوهستانی مورد پیگرد قانونی قرار می گرفتند، شاید این حادثه فجیع رخ نمی داد و جمعی از جوانان کشور به خاک و خون نمی افتادند.

معمول و متعارف در کشور ما آنست، هنگامی که این گونه رخدادهای ناگوار اتفاق می افتد و خانواده هایی به داغ فرزندان خود می نشینند، تحلیل های گوناگون خلق می شود، خارجی ها متهم به دست داشتنن به این گونه ماجرا می شوند و تمام تقصیر را به دوش دشمنان مکار و حیله گر انداخته می شود تا گرد اتهام از دامن حکومت گران سترده شود، خیال ها آسوده گردد و وجدان ها آرام گیرد.

تردیدی نیست که دستانی ناپاکی از خارج از کشور در خلق این گونه رخدادها دخالت داشته و دارند، خیلی ها می خواهند میان ما تفرقه ایجاد کنند، جوانان باهوش و توانمند و با استعداد ما را بکشند، یا آن که راهی دیار مهاجرت و آوارگی کنند،اما پرسش این جا است که ما چه کار کرده ایم، مشخصا حکومت افغانستان از گذشته های دور تا هنوز چه کاری انجام داده است تا کید و مکر دشمنان را خنثا کند.

حداقل یک بار لازم است تا خوب توجه صورت گیرد واکنشی که ما انجام داده ایم متناسب با عملکرد تروریستان بوده است یا نه؟

نگارنده دست خارجی را در خلق این گونه حوادث دخیل می داند، اما تمام گناه را تنها از خارجی ها نمی داند، بلکه زمینه ساز حضور خارجی ها ما هستیم، حکومت وحدت ملی است، بسترساز این گونه عمل های ددمنشانه حکومت کرزی است.

کرزی اگر قوم گرایی و طالب پروری را مبنای سیاست و حکومت خود قرار نمی داد، جنایت کاران را دسته دسته و گروه گروه از زندانها رها نمی ساخت، بی تردید امروز این همه جرات به خرج نمی دادند تا در قلب کشور خبرنگاران و یا مردم عادی را مورد حمله قرار دهند و این همه خانه ها ویران و خانواده ها را داغدار کند.

اگر درست و دقیق ارزش یابی شود جنایت هایی که در ظل و ذیل حکومت کرزی انجام گرفت به مراتب سخت تر و سنگین تر از جنایت های طالبان است.

قبل از قومی کردن سیاست توسط کرزی، طالبان تروریست بودند، دشمن مردم و عوامل دست خارجی ها، مردم از آن گروه نفرت داشتند، نه جای طالبان در دل مردم بود و نه در خانه های مردم.

کرزی ادبیات جدید بوجود آورد. از یک طرف عالمان دین فتوا صادر می کردند و رسانه های گروهی بر این نقطه تمرکز کرده بودند تا به مردم کشور و دنیا بفهمانند که اسلام هیچ گاه به خودکشی و دیگر کشی موافق نیست و هر روز این گفتمان از طریق رسانه های گروهی اعلام می شد.

اما کرزی بر خلاف گفته های عالمان دینی و بر خلاف ذهنیت عمومی مردم، طالبان را از تروریست به برادران ناراضی تبدیل کرد. نفرت و انزجاری که در دل مردم وجود داشت فرو ریخت، طالبان به موجودات معصومی تبدیل شدند که برای بدست آورن حقوق خود مبارزه می کنند، می کشند و کشته می شوند.

وقتی حکومتی به ترور و تروریسم مشروعیت قایل شد، و آنها را بر سفره های حکومت نشانید، انعام های کلان تقدیم کرد، تروریست نه تنها مشروعیت پیدا کرد که در خانه های مردم جای گرفت، و جوانان ترغیب شدند تا به دامن تروریسم پناه ببرند.

کرزی حتا حرمت علمای دینی را زیر سوال برد علمایی که جان خویش را به کف گرفتند و فتوا صادر کردند که خودکشی در دین اسلام حرام است و کسانی که دست به اعمال جنایت کارانه می زنند، بهشت را نصیب نمی برند، که جایگاه شان آتش جهنم است. کرزی اما؛ برخلاف این فتوای صریح از آنها دفاع کرد، آنها را در آغوش حکومت خود جای داد و به آنها هدیه هایی عطا کرد.

قبح طالب بودن و تروریست بودن ریخت و عادی شد که در مرگ ملا مر جمع کثیری در شهر کابل و در همسایگی ارگ ریاست جمهوری درعزای ملای جنایت کار نشستند و فاتحه خواندند، عزا گرفتند و کثیری با طالبان همدلی کردند. همدلان طالبان در دستگاه حکومت وحدت ملی دارای مقام و جایگاه بلندی است .

وقتی وضعیت بدین گونه است و حکومت طالبان را در درون خود پرورش می دهد و سبب تشجیع و تحریص این گروه وحشی و خون آشام می شود، چه کسی را باید مقصر خواند و گناهان این همه جنایت را بدوش چه کسی باید نهاد؟

اگر نیک نگریسته شود خیلی ها همه مقصرند، هم آنانکه طالبان را در آستین خود پرورش دادند، و هم آنهایی که حرمت قانون را شکستند، تخلف کردند، تقلب ورزیدند. آنچه امروز بر ما آمده است واکنشی طبیعی و نتیجه اعمال ما است.

اگر حکومت کرزی اساس خیانت را نریخته بود، کمیسیون رسوای انتخابات تحت فرمان او این همه مرتکب تخلف نمی شد، یک حکومت متقلب بوجود نمی آمد، دست خارجی ها در مقدرات کشور گشوده نمی گشت، در نیروهای امنیتی ما این همه پراگندگی وجود نمی داشت، این همه بر سر تقسیم قدرت نزاع نمی رفت، این همه توان و انرژی جوانان کشور به جاهایی غیر لازم مستحیل نمی شد؛

و بسیاری از اداره های حکومتی از حضور یک آدم مسئول و با کفایت خالی نمی بود وقتی می گوئیم ” اِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّیَ یُغَیِّروا ما بِاَنفُسِهِم ” واقعا از روی لقلقه زبان می گوییم ایمان قلبی به آن نداریم و در صدد تغییر وضعیت خود نیستیم.

چگونه می توانیم از خداوندی که برعدل حکم می کند بخواهیم که وضعیت ما را تغییر دهد، دست ظالمان و ستمگران طالب را از سر ما کوتاه کند. وقتی خود ما هیچ تلاشی صورت نمی دهیم و در تغییر وضعیت خود نمی کوشیم. خداوند می گوید وقتی بخواهیم قومی را نابود کنیم گروه فاسدی را بر آنها می گماریم.

فساد چیست؛ فساد مگر تقلب، دروغ، ریا و رشوت نیست؟

اگر است پس گناه از ما است، ما چنان بد عمل کرده ایم که سزاوار و مستحق این همه عقوبت شده ایم.
اگر ما تن به تقلب نمی دادیم، با متقلبان و ریا کاران و فاسدان به نیکویی مبارزه می کردیم و آنها را آنجایی قرار می دادیم که فراخور حال شان است، اگر عدالت را به جای قومیت مبنای حکومت قرار داده بودیم، وقومیت را به جای خدا ننشانده بودیم، بی تردید وضعیت ما تغییر می کرد، بهبود می یافت و تروریستان و طالبان با دست گشوده در میان ما رخنه نمی کردند.

سران حکومت کنونی گرچه گاهی سخنان تند و آتشین بر زبان می آورند و در محکوم کردن تروریستان ید طولایی دارند؛ اما در عمل همان رویه حکومت کرزی را در پیش گرفته اند. آن هایی که انگیزه ی خدمت به مردم را دارند نمی توانند بمانند چون تحت فشار قرار می گیرند یا فضا چنان تنگ می شود که امکان نفس کشیدن برای آنها باقی نمی ماند، ناچار عطای حکومت را به لقای آن می بخشند. سخنان رئیس سابق امنیت ملی گویای وضعیت بغرنج کنونی است. چرا فردی که به هیچ خیانتی متهم نبود به آسانی و فقط با اختلاف سلیقه کنار گذاشته شد؟

متاسفانه، در روزگار کنونی چنان درگیر علت تراشی گشته ایم و چنان به بیرون نظر کرده ایم و چنان رخدادها را به بیرون نسبت می دهیم که از خود پاک غافل شده ایم.

در حالی که پاسخ بسیاری از مشکلات در درون خود ما است، در نحوه دینداری ما است، در برداشت ما از خداوند است. این ها متاسفانه در میان ما روز به روز بی بها می شود جای خود را به عناصر و مولفه های دیگری می دهد و فقط مشغولیت ذهنی ایجاد می کند و راه حل نه.

ما چنان اعراب جاهلی هستیم که نزد پیامبر رفتند و گفتند: ما ایمان آوردیم، پیامبر فرمود: شما اسلام آوردید، ایمان هنوز در دل های شما رسوخ نکرده است. ما عین همان هایی هستیم. می خواهیم مشکلات کشور حل شود، می خواهیم از شر تروریسم نجات پیدا کنیم، می خواهیم جوانان ما در کشور بمانند و خدمت کنند، می خواهیم راه مهاجرت بسته شود، می خواهیم متخصصان در کشور حضور یابند؛ اما هیچ گاه، هیچگاه به این نیندیشیده ایم که بسیاری از مشکلات و گرفتاری های ما در درون خود ما است.”قال” ما چیزی است و”حال” ما چیز دیگر است

ما بیرون را ننگریم و قال را
ما درون را بنگریم و حال را

آن حالی که خداوند عادل از ما خواسته است نداریم، همان گونه به یک دیگر دروغ می گوییم، تهمت می زنیم، تملق می ورزیم و تصور می بریم که خداوند هم – نعوذ بالله- فریب همین تقلب ها را می خورد. از ما و ازعملکرد زشت و ناپسند می گذرد. این چنین نیست اگر باور به خداوند داریم ، و خود را محتاج کمک او می بینیم، باید به هوش باشیم، سنت خداوندی لایتغیر است. آنان که خود را تغییر می دهند، در مسیر سنت خداوند قرار می گیرند، خداوند نیز وضعیت آنها را بهبود می بخشد. خداوند در نخستین آیه از نخستین سوره قرآن کریم می فرمایند :

که آدمیان با تقوا در سپهر هدایت قرار می گیرند. پس برای بهبود وضعیت بیرونی خود نیازمند تغییر درونی هستیم تا با سنت لایتغیر خداوند خود را هماهنگ و همگن کنیم و گرنه وضعیت ما تغییر نخواهد یافت.چه بسا بدتر هم خواهد شد. این راهی که خداوند نموده است، شکران و کفران آن را بر ما نهاد ه است تا کدامین را در پیش گیریم.

دیدگاه ها بسته شده است

آخرین مطالب

مطالب پربازدید