امروز مصادف با دوشنبه, 31 سنبله , 1399 , Monday, 21 September , 2020
کد مطلب : 4944 , ,
+
-

ارکان حکومت در حال متزلزل شدن است!

زمان انتشار : چهارشنبه, 2 نوامبر , 2016 , بخش : مقاله

ارکان حکومت در حال متزلزل شدن است!

ایستادگی و استواری حکومت به توافق، هماهنگی و همسویی شرکای آن بستگی دارد؛ چنانچه این توازن و توافق برهم بخورد، استوانه های حکومت نیز متزلزل می گردد.

در سال جاری مردم افغانستان شدیدترین و پرتلفات ترین جنگ ها را تحمل کرده اند. از یک طرف طالبان تا مراکز ولایات پیشروی کردند و از سوی دیگر داعش با خشونت های خود در ننگرهار و غور افکار عمومی را با تشویش و نگرانی همراه ساخته اند. در تمام روزهای امسال مردم کمتر خبرهای خوش شنیده اند، آنچه بوده کشتار، گروگانگیری، اختطاف، بیکاری و فقر بوده است. این مسأله سطح تحمل شهروندان کشور را بیش از حد کاهش داده و تاب و توان سختی ها و دشواری های دیگر را از آنها گرفته است.

چندی قبل ریاست اجراییه اختلافات جدی اش را با رییس جمهور رسانه ای کرد. تبارز اختلافات میان سران حکومتی تشویش های جدی را در سطوح مختلف اجتماعی خلق کرد؛ زیرا حکومت فعلی بر مبنای توافقنامه سیاسی میان دو تیم تقسیم شده است. هردو تیم به صورت پنجاه- پنجاه در ساختار قدرت سهیم می باشند. بنابراین ایستادگی و استواری حکومت به توافق، هماهنگی و همسویی شرکای آن بستگی دارد؛ چنانچه این توازن و توافق برهم بخورد، استوانه های حکومت نیز متزلزل می گردد.

هنوز جنجال های به وجود آمده میان ریاست اجراییه و ریاست جمهوری حل نشده است که معاون اول رییس جمهور، لب به انتقاد می گشاید و عالی ترین مقام حکومتی را به قوم گرایی متهم می کند.

وقتی عالی ترین مقامات حکومتی، که خود شان مطابق قانون از بالاترین صلاحیت سیاسی و اداری برخوردار اند و در تمام تصمیم گیری ها و سیاستگذاری ها شریک و سهیم می باشند، این چنین یکدیگر به باد انتقاد بگیرند، چنین برداشت خواهد شد که روحیه همپذیری و تفاهم میان سران حکومت به صفر رسیده است که آنها را مجبور می سازند تا از زبان رسانه با یکدیگر حرف بزنند. رسانه ای کردن اختلافات در شرایط حساس و شکننده کنونی هیچ توجیهی ندارد، مگر این که بپذیریم جریان گفتگو و چانه زنی در پشت میز و در میان دیوارهای ارگ به بن بست انجامیده است.

این، یعنی ناکامی سران حکومت در پیشبرد مشترک و قانونی امورات مملکتی که در دراز مدت می تواند نشانه ظهور یک بحران سیاسی دیگر در کشور باشد و بی توجهی به آن می تواند ثبات سیاسی کشور را به مخاطره بیندازد.

این گونه انتقادات تند، صریح و بی باکانه از زبان رسانه ها بیانگر این است که در پشت پرده سیاست مسایلی هست که از مردم پنهان نگه داشته می شود و نوع برخورد با آن مسایل در واقع منشأ اختلافات میان سران حکومتی را تشکیل می دهد. این اظهارات بدون دلیل و یا از روی احساسات صورت نمی گیرد و به عوامل کوچک نیز مربوط نمی شود. برجستگی عوامل مزبور از پرستیژ و جایگاه سیاسی اشخاص انتقاد کننده درک می شود. وقتی معاون اول و یا رییس اجراییه خشم شان را در برابر رسانه ها ابراز می دارند، معلوم است که مسأله آنچنان بی اهمیت و یا غیر قابل توجه هم نیست. به این خاطر باید ریشه ها و عوامل پنهانی این اختلافات بررسی شود و در راستای حل آن راهکارهای معقول و همه جانبه سنجیده شود. تا زمانی که به عوامل این اختلافات توجه نشود و مسأله به گونه ریشه ای مورد ارزیابی قرار نگیرد، این روند همچنان ادامه پیدا خواهد کرد و تبعا به نگرانی های مردم نیز افزوده خواهد شد.

مشکل دوم پیامدهای خواسته و ناخواسته این گونه اظهارات و اختلافات است. این اختلافات از یک طرف سبب تشویش اذهان عمومی در جامعه می گردد و یأس، ناامیدی و بی اعتمادی را شدت می بخشد و از سوی دیگر حکومت را در انجام وظایف و مسؤلیت هایش با چالش و عقامت می کشاند. اعتبار حکومت را در انظار جامعه جهانی پایین می آورد و دشمنان افغانستان را نسبت به آسیب پذیری حکومت و فروپاشی نظام امیدوارتر می سازد.

سران حکومت باید متوجه خطرات قومی سازی و سمتی سازی سیاست ها و رویکردهای خودشان باشند. حلقات و گروه های زیادی در کمین نشسته اند تا با تشدید اختلافات قومی و سمتی، هیزم بیار معرکه گردیده و از آن برای رسیدن به اهداف سیاسی شان ببرند.

دیدگاه ها بسته شده است

آخرین مطالب

مطالب پربازدید