امروز مصادف با پنج شنبه, 3 میزان , 1399 , Thursday, 24 September , 2020
کد مطلب : 5159 , ,
+
-

چند ویژگی بهترین حکومت!

زمان انتشار : یکشنبه, 13 نوامبر , 2016 , بخش : مقاله

ارگ

روز جمعه پاره ای از نهادهای فرهنگی مراسم فرهنگی ای را به نام “شب های کابل” به افتخار موسس و بنیان گذار مجله فرهنگی – ادبی بخارا و مدیر مسئول آن مجله در غرب کابل بر گزار کردند.

به گزارش ندای افغانستان به نقل از  آوا، در این مراسم جمع کثیری از فرهنگیان و نویسندگان کشور حضور یافته بودند، ضمن خوش آمدگویی به مهمانان آن برنامه، برخی دیدگاه های خود را نسبت به عملکرد فرهنگی حکومت افغانستان ابراز داشتند.

عمده ترین انتقادی که بر حکومت افغانستان وارد کردند این بود که حکومت افغانستان کارهای فرهنگی را به حاشیه برده و تمام توجه خود را به مسایل اقتصادی معطوف داشته است.

گرچه برخی از سخنرانان مراسم، این دیدگاه را به چالش کشیدند و نقدهای ضمنی بر این دیدگاه وارد آوردند، اما به نکته های اساسی اشاره نکردند یا از دیدشان مغفول مانده، یا این که به اهمیت بی طرفی حکومت نسبت به مسایل فرهنگی توجه لازم را معطوف نداشتند.

این ذهنیت برای نگارنده خلق شد که بسی نکو و پسندیده است که دیدگاه و عملکرد حکومت مورد نقد و بررسی و تحلیل قرار گیرد، اما بدین معنا است که همه کار را بتوان به حکومت نسبت داد و آنگاه حکومت را مورد نقد و تحلیل قرار داد.

برای این که حکومت را بتوان نقد کرد نخست از همه میزان و مقدار باری که قانون اساسی و سایر قوانین کشوربه دوش حکومت گذاشته است مشخص گردد آنگاه عملکرد حکومت در همین چهارچوب قانونی مورد تحلیل و بررسی قرار داده شود.

دوم این که برای نقد حکومت، افزون بر صلاحیت های قانونی، هنجارهای اجتماعی و اخلاق حکومتی نیز مورد توجه واقع شود تنها قوانین و چهارچوب رسمی برای نقد عملکرد حکومت کافی نیست .

سوم چگونگی ساختار حکومت ها نیز می تواند چهارچوب عمل حکومت ها را مشخص سازد. گاهی با حکومت هایی مواجه هستیم که به همه امور کشور و نهادهای گونا گون آن به دخالت می پردازد یا تلاش می کند که این نظارت را چنان گسترش دهد که در همه امور خرد و کلان دخالت داشته باشد.

حکومت هایی که در گذشته حائز این خصوصیت بوده اند ساختن فکر و اندیشه جامعه را در حیطه توان و اختیارخود می دانستند، آن حکومت ها بدین باور بودند که هیچ امری بیرون از دایره قدرت حکومت وجود ندارد، از فرهنگ و رسانه ها گرفته تا اقتصاد و سیاست و مدیریت اموراجتماعی، حتا گاهی مسایل شخصی و خانوادگی را نیز از سیطره حکومت ها بیرون نمی دانستند و برای سامان دادن آنها دخالت می کردند.

اما امروز بنیان های آن حکومت ها فرو ریخته است، حکومت های کمونیستی که این شیوه ها را اعمال می کردند دیگر وجود ندارند. چنانچه در دنیا کمتر حکومتی است که رسما بخواهد همه امو را به تنهایی در حیطه اختیار خود داشته باشد. گرچه چین و برخی کشورهای کمونیستی هنوز در گوشه و کنار دنیا نفس می کشند، اما آنها نیز باورمند هستند که نمی توانند همه امور را چنان در بند و زنجیر قرار دهند که هیچ امری خارج از چهارچوب حکومت قرار نداشته باشد .

در عمل نیز نشان داده شده که آن حکومت ها نتوانستد کارهای مثبت برای جامعه خود انجام دهند .
نوع دیگری از حکومت ها وجود دارند که عملکرد آنها را حدود قانون اساسی و سایر قوانین کشوراز یک طرف، هنجارهای اجتماعی و قواعد اخلاقی از سوی دیگر مشخص کرده است.

این گونه حکومت ها علاوه بر آن محدویت های قانونی دارند، هنجارهای اجتماعی نیز این حق را به آنها نمی دهند که در امور فرهنگی، دینی یا مذهبی مردم دخالت کنند و یا نسبت به امور فرهنگی یا دینی جهت گیری خاصی داشته باشند.

پس حکومت خوب «لزوما»آن حکومتی نیست که در همه امور مردم دخالت کند و هیچ عرصه از دخالت حکومت برون نباشد.

حکومت افغانستان گرچه دارای ضعف ها و کاستی های فراوانی است و می تواند مورد نقد و بررسی گوناگون قرار گیرد؛ اما اشتباه خواهد بود که حکومت تشویق شود که در امور فرهنگی نیز دخالت کند یا این که اعمال سلیقه نماید.

اگر حکومت در امور فرهنگی دخالت کند یا تولید آزاد مواد فرهنگی چون کتب، نشریه و یا برنامه های تولیدی رسانه ای را زیر نظر خود در آورد، موادی که زیر نظر حکومت تولید می شود لاجرم رنگ و بوی دولت را به خود خواهد گرفت یک نوع الزام ناخواسته را بر مردم تحمیل خواهد کرد.

لذا حکومت نه تنها در تولیدات فرهنگی نباید و نشاید که دخالت ورزد بل هر گاه حکومت در این امور دست درازی کند یا بخواهد کاری انجام دهد باید مورد نقد قرار گیرد. عجب این جا است که کسانی حکومت را به دخالت در امور فرهنگی تشویق می کنند که باورمند به آزادی رسانه و رسانه های آزاد در کشورهستند!

دیدگاه ها بسته شده است

آخرین مطالب

مطالب پربازدید