امروز مصادف با پنج شنبه, 3 میزان , 1399 , Thursday, 24 September , 2020
کد مطلب : 5366 , ,
+
-

عدالت در ترازوی قومیت!؟

زمان انتشار : یکشنبه, 20 نوامبر , 2016 , بخش : مقاله

%d9%82%d9%88%d9%85%db%8c%d8%aa

ندای افغانستان: روز جمعه گذشته مراسم سالگرد “صادقی نیلی” یکی ازرهبران جهادی بر پای داشته شده بود. دراین مراسم که جمع کثیری از مردم و جمعی از حکومتی ها حضور یافته بودند عده ای به سخنرانی پرداختند و یادی از شهدای جهاد و مقاومت مردم کردند، از رشادتها و شهامت های بی بدیل مردم سخن گفتند.

به گزارش ندای افغانستان به نقل از آواپرس، یکی از سخنرانان مراسم، آقای سرور دانش معاون دوم رئیس جمهور بود . آقای دانش به حکومت وحدت ملی هشدار داد: اگر وضعیت کنونی مهار نشود کشور به یک بحران دیگر فرو خواهد رفت. از نظر پاره ای از آگاهان، وضعیت کنونی که آقای دانش را بر افروخته ساخته ، استیضاح وزیران کابینه حکومت وحدت ملی است که از سوی مجلس نمایندگان صورت گرفته و برخی وزرای کابینه با رای عدم اعتماد آن مجلس مواجه شده است.

به نظر آقای دانش آنچه باعث بحران در کشور می شود رای عدم اعتماد به وزیران قوم هزاره است که هیچ یک رای اعتماد نمایندگان مردم را به دست نیاورده اند و گمان می رود که منظور و نگرانی آقای دانش نیز آنست که ممکن است به تدریج همه وزیران کابینه مربوط به این قوم از کابینه حکومت اخراج شوند.

به نظر آقای دانش وقتی بحران ایجاد می گردد که هیچ وزیری ازقوم هزاره در کابینه نباشد. لذا آقای دانش به حکومت وحدت ملی هشدار می دهد که وضعیت کنونی نباید چنان غیر قابل کنترل شود که مردم با یک بحران دیگر مواجه شوند.

آقای دانش هم چنان برعدالت تاکید نمود که بدون عدالت نمی توان به وحدت ملی دست پیدا کرد!

هرچند آقای دانش از بانیان و مسببان این وضعیت نام نبرد، اما بی گمان سفارش های رئیس جمهور اشرف غنی به اعضای مجلس نمایندگان باعث شده است که تیغ اعضای مجلس دسته پیدا کند و درصدد درو کردن کشتزار کابینه از وزیران شود.

این احساس نگرانی از سوی آقای دانش وقتی ابراز می گردد که حدود یک ماه قبل، در مراسم سالیاد فوت قربانعلی عرفانی، ساحت حکومت را از تعصب های قومی مبرا دانست و تاکید کرد: هیچ تعصبی را در آقای رئیس جمهوراشرف غنی نمی بیند!

به نظر می رسد که بر افروختگی آقای دانش از وضعیت کنونی که او از بروز بحران خبر می دهد، ازاین جهت است که اشرف غنی نسبت به بر کناری وزرای کابینه و رای عدم اعتماد به وزیران هزاره جلوگیری نکرده است.

آنچه آگاهان و صاحب نظران را نسبت به سخنان سروردانش بی اعتماد ساخته آنست که به رغم آنکه او نام و نشانی در عرصه فرهنگ و حقوق دارد، هنوز نمی داند که شالوده حکومت قومی بر تبعیض ها و تعصب ها بنا یافته و با حکومت قومی هیچ گروه و دسته ای به حق خود نمی رسد.

آنچه که نام عدالت بر آن نهاده می شود توهمی از عدالت است نه عدالت. این توهم عدالت است که گاهی زبان در وصف اشرف غنی به حرکت در می آید به توصیف وت عریف او پرداخته می شود و گاهی هم هشدار می دهد که اگر چنین نشود چنان خواهد شد.

آقای دانش می داند که میزان حضور وزیران در کابینه حکومت فقط و فقط نزدیکی و سر سپردگی آنها به سران قومی است نه آنکه براساس یک رقابت سالم انتخاب شده و به کابینه حکومت راه یافته باشند .در حالی که ده ها انسان آگاه تر، دلسوز تر و کار آمد تر وجود دارد که فاصله فکری شان از سران قومی دست شان را هم از قدرت کوتاه کرده است.

بنابر این سرور دانش بداند یا نداند به این نکته پی ببرد یا نبرد، نفس حکومت قومی، دور از عدالت وانصاف است. آنچه در افغانستان جریان دارد و به نام حکومت وحدت ملی خوانده می شود خود یک بحران آشکار است.

به قول حضرت مولانا جلال الدن بلخی : گرمیان مشک تن را جا شود؛ روز مردن گند او پیدا شود.

گند حکومت وحدت ملی هر از گاهی پیدا می شود؛ اما متاسفانه این سران حکومت هستند که این گند را با انواع خاشاک می پوشانند تا دماغ را از گند آن دور نگهدارند و مردم را بفریبند.

حال چه مقام های حکومتی بخواهند یا نه؛ کشور ما در یک بحران سیاسی به سر می برد.شاید اگر حامیان خارجی حکومت نبود، بنیاد های حکومت تا هنوز فرو ریخته بود و اثری ازآن بر جای نمی ماند .

اکنون این حکومت به بیماری شباهت دارد که با نفس مصنوعی زنده است اگر چنانچه این نفس قطع شود این حکومت از میان خواهد رفت. لذا آنچه از مقام های آگاه و با دانش حکومت انتظار می رود آنست که بی عدالتی را ریشه ای تر بنگرند، تمهیدات مناسب تری را مد نظر قرار دهند، راه ها و راهکارهای برون رفت ازاین وضعیت را پیدا کنند، تا خطر بحران دایمی از سر کشور رفع شود.

فرض کنیم که دادگاه عالی به سفارش رئیس جمهور تفسیری از قانون اساسی ارایه دهد که وزرای کابینه به وظایف شان ابقا شوند و هم چنان به کار خود ادامه دهند. چه ضمانتی وجود دارد که رخداد کنونی تکرار نگردد و بار دیگر وضعیت کنونی به وجود نیاید و به قول آقای دانش بحرانی کشور را فرا نگیرد؟

باید دانست که سازه حکومت قومی از پای بست ویران است. چرا خواجه به فکر تعمیر ایوان برآید با کاهگلی دلخوش دارد و بنا را آسیب نا پذیر بیانگارد.

بیش از یک دهه حکومت قومی نشان می دهد که راه برون رفت از بحران های رنگارنگ و مزمن، گام نهادن در راه ایجاد یک حکومت غیر قومی است. این که این حکومت چگونه به وجود می آید عناصر و مولفه های آن چیست؛ باید از صاحب نظران و آگاهان امور کمک طلبید تا سایه بحران را برای همیشه ازسر کشور و مردم بر طرف کرد.

دیدگاه ها بسته شده است

آخرین مطالب

مطالب پربازدید