امروز مصادف با سه شنبه, 1 میزان , 1399 , Tuesday, 22 September , 2020
کد مطلب : 5512 , ,
+
-

خشونت علیه زنان در خانواده

زمان انتشار : شنبه, 26 نوامبر , 2016 , بخش : مقاله

%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86

ندای افغانستان: ديروز 25 نوامبر، روز جهاني منع خشونت عليه زنان بود، دولت افغانستان براي مبارزه با خشونت عليه زنان، کمپاين يک هفته اي را با نام« محو خشونت عليه زنان» راه اندازي کرده است. خشونت عليه زنان يک واقعيت فراگير اجتماعي است که نه تنها در افغانستان بلکه در بسياري از کشورهاي جهان وجود دارد، اما ميزان خشونت عليه زنان در افغانستان نسبت به بسياري از کشورهاي ديگر بلند است و متاسفانه انواع گوناگون خشونت عليه زنان در حال افزايش است.
به گزارش ندای افغانستان به نقل از دیلی افغانستان، تاکنون کمپاين هاي زيادي براي مبارزه با خشونت عليه زنان در افغانستان راه اندازي شده است و پول هاي زيادي در اين راستا به مصرف رسيده است، اما تاثير آنها بر زندگي زنان افغانستان ناچيز بوده است و نتوانسته است ميزان خشونت ها عليه زنان را کاهش بدهد. زيرا بيشتر نگاه اقتصادي و پروژه ي در اين کمپاين ها حاکم بوده است تا دغدغه ي واقعي محو خشونت عليه زنان.
علاوه بر نگاه ابزاري به کمپاين هاي محو خشونت عليه زنان، تا کنون توجه جدي به ريشه يابي خشونت عليه زنان در افغانستان صورت نگرفته است. هرچند که خشونت عليه زنان يک پديده فراگير جهاني است و عوامل آن نيز در بسياري مواقع مشابه و يکسان است، اما با توجه به زمينه هاي فرهنگي متفاوت هرجامعه، خشونت عليه زنان نيز مي تواند عوامل و انگيزه هاي متفاوت داشته باشد.
يکي از انواع خشونت ها عليه زنان، خشونت خانوادگي است. خشونت خانوادگي در محيط خانه که اساسا بايد يک محيط امن و آرام باشد اتفاق مي افتد و عامل خشونت نيز يکي از اعضاي خانواده ي زن است. خشونت خانوادگي شامل خشونت هاي فزيکي و رفتاري مي شود. لت کوب، تجاوز و دشنام دادن و بد رفتاري، به بد دادن، ازدواج اجباري و انزواي اجباري از رايج ترين مورد هاي خشونت خانوادگي عليه زنان در افغانستان است.
در افغانستان آنچه که بيشتر مورد توجه قرار گرفته است خشونت فزيکي عليه زنان بوده است، تحقيق هاي آماري نيز اغلب اوقات خشونت هاي فزيکي عليه زنان را بررسي کرده است، اما خشونت رواني عليه زنان در جامعه و خانواده هاي افغانستان فراگيرتر از خشونت فزيکي است. دشنام دادن، تحقير کردن، کم مهري و بي توجهي به زنان و دختران در اکثريت خانواده هاي افغانستان وجود دارد، خشونت هاي کلامي عليه زنان از درون خانواده به جامعه سرايت کرده است و اکنون در سرک ها و اماکن عمومي زنان همواره با خشونت هاي کلامي و دشنام هاي رکيک جنسي مواجه مي شوند.
خشونت رواني عليه زنان، نه تنها از سوي فعالين حقوق زنان و مسئولين دولتي ناديده گرفته شده است، بلکه خود زنان نيز در اين باره سکوت کرده اند. تا کنون هيچ زني از مردي بخاطر دشنام دادن به او شکايت نکرده است و اين نشان مي دهد که خشونت رواني در خانواده ها آنقدر اعمال شده است که اکنون به يک امر عادي حتي براي خود زنان تبديل شده است و آنها آن را نسبت به خشونت فزيکي کمتر قابل توجه ميدانند. هرچند که زنان افغانستان در عموم کمتر از خشونت عليه خود شان حرف زده اند و يا شکايت کرده اند، اما هيچگاهي از خشونت هاي رواني عليه شان حرف نزده اند و شکايت نکرده اند.

اما چرا خانواده هاي افغانستان عليه يک زن که يکي از اعضاي خانواده شان  است خشونت روا مي دارند؟ چه انگيزه هاي باعث مي شوند که آنها به خود حق مي دهند که يک زن را دشنام بدهند، لت و کوب کنند، بيني و گوش او را ببرند و در فجيع ترين حالت او را به قتل برسانند؟
بخشي بزرگي از خشونت عليه زنان در افغانستان چه در درون خانه و در نهادي بنام خانواده و چه در اجتماع، بر مي گردد به ايدئولوژي جنسيت گرايانه که مردان را به عنوان جنس برتر و قدرت برتر در درون خانواده و جامعه قلمداد مي کند. مردان چه در خانه و چه در اجتماع در برخورد با زنان تلاش مي کنند که قدرت و برتري شان را به رخ بکشند و در اکثر مواقع اين کار را با رفتارهاي خشونت آميز انجام مي دهند.
در نگاه سنتي مردان افغانستان اگر زني به آنها ايرادي بگيرد و يا با حرف و دستور او مخالفت کند، به معني در خطر قرار گرفتن قدرت و سلطه ي مردانه ي او است و اين امر باعث مي شود که او با توسل به خشونت تلاش ورزد تا قدرت خود را اثبات کند و آن را از خطر از بين رفتن نجات دهد.  اين نوع نگاه نسبت به زنان، نگاه بسياري از مردان جامعه ي افغانستان است، از هر قشر اجتماعي و فرهنگي. هرچند که بسياري ها به اين امر اعتراف نمي کنند اما دقت به رفتار و گفتار شان نشان مي دهد که هنوز باورمند به ايدئولوژي و باور سنتي برتري مردانه است و دوست دارد که قدرت برتر خانه و جامعه باشد.
خشونت عليه زنان يک مشکل عميق اجتماعي است، اما ريشه اصلي همه ي انواع خشونت عليه زنان بر مي گردد به نظام خانوادگي. در نظام خانوادگي است که نوع خاصي از مناسبات قدرت ميان زن و مرد شکل مي گيرد و به زن به عنوان همسر، مادر و خواهر جايگاه فرو دست داده مي شود و مرد به عنوان شوهر، پدر و برادر هميشه جايگاه بهتر و برتري در درون خانواده دارد. اين مناسبات ميان زن و مرد در درون خانه و نظام خانوادگي باعث مي شود که نگاه کلي نسبت به زن به عنوان جنس فرو دست شکل گيرد و مردان در بيرون از خانه نيز همان اقتدار و سلطه ي مردانه ي خود را در برخورد با زنان حفظ کنند و در تلاش باشند تا آن را به معرض نمايش بگذارند.
نظام خانوادگي افغانستان، کاملا يک نظام مردسالارانه است و مردان اربابان بي چون و چرايي خانه ها هستند. زنان مجبور به خدمت کردن به مردان در درون خانواده ها هستند و در صورتي که کارشان را به درستي انجام ندهند با واکنش مرد خانه مواجه مي شوند. در بهترين حالت واکنش يک مرد نسبت به کار و اشتباه يک زن در خانه دشنام و خشونت رواني است، اما در بسياري مواقع واکنش آنها خشونت فزيکي و لت و کوب زن است.
براي مبارزه با خشونت عليه زنان و محو اين پديده شوم، در ابتدا بايد مبارزه با خشونت هاي خانوادگي صورت گيرد و نظام خانوادگي از حالت مردسالارانه ي آن بيرون شود و در درون خانواده ها جايگاه انساني زنان تثبيت گردد. ديدگاه خشونت آميز نسبت به زنان در درون خانواده ها شکل مي گيرد و بعدا صورت اجتماعي بخورد مي گيرد. در صورتيکه اين پديده در درون خانواده ها از بين برده شود و نگاه مردان افغانستان به زنان شان، انساني گردد، خشونت در جامعه و در فضاي بيرون از خانه نيز به صورت چشمگير کاهش خواهد يافت.
خشونت در درون خانواده هاي افغانستان در صورتي از بين خواهد رفت که در اين راستا آگاهي دهي درست و لازم صورت گيرد، حقوق زنان در گام اول به خودشان و در گام دوم به مردان فهمانده شود. بسياري از زنان افغانستان از حقوق شان آگاهي ندارند و اين امر باعث مي شود که آنها به تحمل خشونت از سوي مردان تن بدهند. از سوي ديگر قانون منع خشونت عليه زنان بايد صورت عملي بخود بگيرد و تطبيق شود. تطبيق قانون بالاي کسانيکه متهم به خشونت عليه زنان شده اند، نوعي ترس بازدارنده را در ذهن مردان افغانستان ايجاد خواهد کرد و خشنونت عليه زنان را نيز کاهش خواهد داد.

دیدگاه ها بسته شده است

آخرین مطالب

مطالب پربازدید