امروز مصادف با دوشنبه, 7 میزان , 1399 , Monday, 28 September , 2020
کد مطلب : 6317 , ,
+
-

در هر دو جبهه پشتون ها هستند

زمان انتشار : شنبه, 7 ژانویه , 2017 , بخش : مقاله

پشتون

واقعیت امر این است که‌ اکثریت جمعیت افغانستان را غیرپشتون‌ها تشکیل می‌دهند و بیشترین حمایت را نیز از نظام جدید، اقوام غیر پشتون نمودند، بگونه ‌ای که هیچ گروه و دسته‌ای در بین غیر پشتون ها پیدا نمی‌شود که‌ علیه نظام جدید بغاوت کرده باشند، اما پشتون‌ها با اینکه بیش از نصف شان در قالب طالبان، حزب اسلامی، گروه حقانی، داعش و… با حکومت و نظام جدید نبرد و مبارزه مسلحانه دارند، همان کمتر از نصف شان که‌ از نظام جدید حمایت می‌کنند، تمام قدرت را در اختیار و انحصار شان گرفته، بگونه‌ای که دیگران را کاملا در حاشیه رانده و در آستانه حذف کامل از ساختار قدرت قرار داده‌اند.

دلیل اصلی این امر این است که‌ رهبران اقوام غیر پشتون، نه تنها کسانی را برای آینده مردم شان در کنار شان پرورش ندادند، بلکه هرکسی که‌ در کنار آنها ابراز وجود و خود را مطرح کرد، سرکوب و نابود شدند، به همین دلیل:

۱. اسماعیل خان که امپراتور حوزه جنوب غرب کشور بود، کسی دیگر را اجازه نداد که در کنارش رشد کند، لذا وقتی او را به عنوان وزیر از هرات به کابل انتقال دادند، هرات و حوزه جنوب غرب در اختیار کامران علیزایی قرار گرفت و اکنون هرات را جناب علیزایی کنترل می‌کند و بر مردم حکم می‌راند.

۲. استاد محقق نیز اجازه نداد که‌ کسانی دیگر در کنار ایشان در شمال کشور رشد کند؛ لذا وقتی جناب استاد محقق به عنوان وزیر پلان در کابل نقل مکان کرد، هزاره‌ها نیز از معادلات قدرت در شمال کشور حذف گردید، بگونه‌ای که اکنون در معادلات شمال کشور روی جمعه خان همدرد و پشتون‌ها حساب می‌شود، اما هزاره‌ها کاملا غایب‌اند.

۳. استاد خلیلی نیز به طمع معاونت ریاست‌جمهوری، بامیان را که‌ مرکز قدرت هزاره‌ها و حزب وحدت بود، رها کرد، فرقه بامیان را بدون اینکه نیروهای آن را در قالب اردو ادغام و تنظیم نماید، منحل و توان نظامی هزاره‌ها و حزب وحدت را برباد داد، اکنون کار به جایی رسیده است که‌ اداره بامیان نیز از کنترل هزاره‌ها خارج شده است، به گونه‌ای که عکس شهید وحدت ملی (رهبر شهید مزاری) از دروازه بامیان پایین کشیده می‌شود.

۴. تاجیک‌ها و جمعیت اسلامی نیز بعد از شهادت مسعود و شکل گیری نظام جدید، تقریبا از هم پاشید و هریک از رهبران جدید و جوان تاجیک تلاش کردند تا چوکی و موقعیت را برای خود شان فراهم کنند، اکنون همه شاهدیم که‌ آنها نیز نمی‌توانند برای مردم کاری انجام دهند، بلکه فقط برای حفظ چوکی شان تقلا می‌کنند.

۵. تنها کسی که‌ از تاجیک‌ها تا حدودی خوب عمل کرد، جنرال عطا محمد نور بود که‌ ولایت بلخ و شمال کشور را تصاحب و همچنین برای مردم خود کار و بلخ را آباد ساخت و هم به عنوان یک قدرت مهم و تأثیرگذار در سطح کشور مطرح گردید، بگونه‌ای که اگر در جریان جنجال‌های انتخاباتی، توان و قدرت جنرال عطا نمی‌بود، تیم اصلاحات هیچگاه به ریاست اجرایی دست پیدا نمی‌کرد. اکنون زمزمه‌های انتقال جنرال عطا از بلخ به کابل مطرح است که‌ اگر این امر اتفاق بیفتد، در آغاز ممکن است به جنرال عطا امتیاز خوب بدهند، اما در نهایت ایشان را به سرنوشت اسماعیل خان گرفتار خواهند کرد.

۶. جنرال دوستم و ازبیک‌ها با اینکه با توطئه‌های مختلف رو به رو گردیدند، اما اتحاد و انسجام شان را حفظ کردند، جنبش ملی اسلامی از هم نپاشید و همچنان منسجم باقی ماند، جنرال دوستم و جنبش ملی اسلامی، ضمن آنکه انسجام شان را حفظ و معاونت اول را تصاحب کردند، هزاران جوان ازبیک را نیز در ترکیه و کشورهای آسیای میانه بورسیه و کادرهای متخصص را برای آینده شان تربیت کردند.

۷. نکته پایانی اینکه: اگر جنرال عطا از بلخ عزل و به کابل آورده شود، جنرال دوستم و جنبش باید تلاش کنند که‌ رهبری ولایت بلخ را بعد از عطا به دست بگیرند و گرنه ولایت بلخ و در نتیجه شمال کشور در اختیار جمعه خان همدرد قرار خواهد گرفت.

دیدگاه ها بسته شده است

آخرین مطالب

مطالب پربازدید