امروز مصادف با سه شنبه, 8 میزان , 1399 , Tuesday, 29 September , 2020
کد مطلب : 6488 , ,
+
-

درس عبرتی برای طالب دوستان!

زمان انتشار : دوشنبه, 16 ژانویه , 2017 , بخش : مقاله

عبدالحکیم مجاهد

بی پروایی برخی مقام ها در حمایت از طالبان آنهم در زمانی که مردم در عزایِ قربانیان حمله های انتحاری ها به سر می برند نه امروز بلکه از جانب اولین رییس جمهور دوران پس از طالبان می باشد.

عبدالحکیم مجاهد با پیشینه طالبانی خود که بر کسی پوشیده نیست به مقامی در شورای عالی صلح توسط رهبران این حکومت رسیده است و باید توضیح دهند که چرا قبل از جریحه دار شدن احساسات مردم اشخاص وابسته با طالبان را به مقامی برای صلح می گمارند؟

میراثی که کرزی برای این کشور به جای گذاشت نه امنیت بلکه طالب دوستی بوده که اکنون می توان در هر مقام و جایگاهی شنید در حالی که جای جای این کشور زخم خورده همین کینه توزانی است که مردم را قتل عام و امنیت را نابود می کنند.

طالبِ مقدس و فرشته صلح نه تنها سخن از سوی عضو شورای عالی صلح بلکه تفکر آن عده از مقام های است که خون مردم بی گناه و سربازان مدافع کشور را زیر پا گذاشته و دشمن دوستی را چنین آشکار بیان می کنند.

اقدام ارگ برای برکناری مجاهد، بازگردان اعتماد از دست رفته مردم به حکومت است و زنگ خطری برای طالب دوستان درون حکومتی می باشد و خط قرمزی است برای ابراز نظر و افکار شخصی در مسایل مهم ملی.

هرچند پاسخ تند ریاست جمهوری تنها به برکناری عبدالحکیم مجاهد انجامید و سفیر افغانستان در مسکو با وجود حمایت ها از طالبان از گزند غنی با توجه به رابطه فامیلی در امان ماند اما حکومت وحدت ملی که طی دو سال و نیم گذشته حمایت مردم را در سطح گسترده از دست داده است باید نشان دهد که برای خواست مردم و عزت کشور احترام قایل می باشد و نباید با آن دسته از حمامیان طالب اجازه دهد که با استفاده از منابع ملی به دفاع از تروریستان بپردازند.

اقداماتی این چنین از دولتی که کمترین توجه را به دغدغه های مردم و فعالان سیاسی داده است نه تنها وظیفه این حکومت بلکه نشان داد که اشرف غنی که اختلافات درون حکومتی و انحصار طلبی وی بیش از جنگ و ناامنی در اولویت وی بوده است اینبار صدای مردم را شنیده و در مقابل دشمن دوستان، اقدامی شایسته انجام داد.

از سوی دیگر، دو روز عزای عمومی برای بزرگداشت قربانیان حمله های تروریستی هفته گذشته کابل، قندهار و هلمند از سوی رییس جمهور می تواند مرحمی بر داغ بازماندگان باشد اما زمانی که مهره های اصلی این گونه حمله ها در بی قانونی آزادانه رها شده و بارها و بارها دست به ترورو و انتحار می زنند کدام خانواده قربانیان در آسایش به سر می برد؟ آیا دادخواهی برای خون بی گناهان از حکومت تاکنون نتیجه داده است؟

تسلیت ها و عزای عمومی مرحم است اما نه برای خون بلکه باید حکومت به دنبال عاملان این گونه جنایت ها در داخل و خارج کشور باشد زیرا چهار حمله پیاپی در یک روز هم نشانه ضعف دستگاه های استخباراتی و کشفی افغانستان است و هم خبر از وابستگی و هماهنگی درون حکومتی می دهد؟

هیچ حکومتی در جهان نسبت به بی احترامی به خون غیرنظامیان و سربازان خود بی تفاوت نیست و همواره شدیدترین اقدام ها را در قبال حامیان دولتی دشمنان اعمال می کنند اما در افغانستان به وضعیتی متفاوتی طی یک و نیم دهه گذشته مواجه بودیم: رییس جمهوری که با برادر خواندن طالبان در پی تقسیم حکومت و قدرت با آنان بوده و مقام های که با هر حمله طالبان به دنبال صلحی بودند آلوده به افراط گرایی.

در این میان بارها برخی از بلندپایه ترین مقام های کشور سربسته از هماهنگی های سخن گفتند که با هزینه حکومت با طالبان صورت می گرفت اما چرا تاکنون نامی از مهره های طالبانی حکومت افشا نشده است؟ آیا نشان از نفوذ گسترده طالب دوستان و حامیان آنان در هسته قدرت نیست؟

زمانی که جنرال دوستم به تندی به نقد حنیف اتمر و استانکزی می پردازد و آنان را همراه با طالبان می خواند چرا فشار و تهدید به جایی می رسد که قدرتمندترین رهبری جنگی گذشته و حال تبدیل به چهره ای منزوی و خانه نشین می شود؟

دست نشانده های طالبان و هر مخالف این کشور در قدرت و حکومت به نفوذ بالایی رسیده اند و پاکسازی این افراد اراده ای ملی و مردمی می طلبد تا قدم به قدم حکومت از وجود دشمان تهی شود و خون سربازان در جبهه های جنگ پایمال در زدو بندهای پشت جبهه نشود.

عزل عبدالحیم مجاهد اقدامی مثبت در روزهای خبرهای هراس و ناامیدی بود که می تواند جرقه امید به حکومتی باشد که در پی خواست مردم و دفاع از خون قربانیان است و هنوز زمان برای این حکومت باقی است تا عملکرد قابل قبولی از خود به جای بگذارد.

دیدگاه ها بسته شده است

آخرین مطالب

مطالب پربازدید