امروز مصادف با یکشنبه, 30 سنبله , 1399 , Sunday, 20 September , 2020
کد مطلب : 8843 , ,
+
-

تدابیر ناکارآمد سازمان ملل برای منطقه آسیای مرکزی!

زمان انتشار : دوشنبه, 12 ژوئن , 2017 , بخش : مقاله

ندای افغانستان – تدبیرسازمان ملل متحد برای رفع مشکلات منطقه آسیای مرکزی در دیپلوماسی پیشگیرانه نهفته است.
آنتونیو گوترش، سرمنشی سازمان ملل متحد در 8 جون سال جاری به منظور اشتراک در نشست سران سازمان همکاری شانگهای در آستانه، به قزاقستان سفر کرده است. وی قرار است که طی 6 روز با سفر به کشورهای منطقه آسیای مرکزی، دیداری با روسای جمهور این کشورها داشته باشد.
منطقه آسیای مرکزی حساسیت خاصی نسبت به سایر مناطق جهان دارد، چراکه وجود نیروی نیمه فعال افراط گرایی در این منطقه موجب توجه زیاد کشورهای مختلف جهان برای تامین امنیت آن شده است.
به همین دلیل مباحث مبارزه با تروریزم و جنایات سازمان یافته همواره محل بحث مقامات نهادهای مختلف بین‌المللی با سران این کشورها بوده است. سازمان ملل هم به نوبه خود اقدامات قابل توجهی را برای توسعه منطقه آسیای مرکزی انجام داده که بیان تمامی آنها با مشخصه‌های شورای امنیت و دیگر نهادهای ذیربط این سازمان یک مقاله جداگانه می‌طلبد.
با این حال موارد بسیار مهم و تاثیرگذاری وجود دارد که از آنها می‌توان من‌حیث پلان‌های مشخص سازمان ملل برای رفع مشکلات این منطقه یاد کرد.
برای بروز تنش در هر منطقه ما با دو عامل پنهان و آشکار روبرو هستیم. عوامل پنهان عمدتاً روند پیش بینی را دچار مشکل می‌کنند و عوامل آشکار فرایند تکرار یک واقعه، موجود و عینی بودن خطرهای بالقوه، اتفاق نظر میان کارشناسان مبنی بر وجود تهدیدات مشابه و عملکردهایی که بیانگر احساس خطر دولت‌های حاکم است می‌تواند تبیین کننده عوامل آشکار باشد.
با وجود همین عوامل آشکار است که مسئله پیش بینی حوادث و در مرتبه بالاتر، پیشگیری آسان‌تر می‌شود. شاید نقش سازمان ملل برای کمک به ایجاد آرامش در آسیای میانه را باید در همین اقدامات پیشگیرانه جستجو کرد.
تدبیر سازمان ملل متحد برای رفع مشکلات منطقه آسیای مرکزی در دیپلوماسی پیشگیرانه نهفته است. از اشاره داک هامرشولد، سرمنشی سابق سازمان ملل به دیپلوماسی پیشگیرانه تقریباً نیم قرن است که می‌گذرد. اشاره‌ای که مقدمات تاسیس مرکز منطقوی سازمان ملل متحد برای دیپلوماسی پیشگیرانه در آسیای مرکزی (یونرکا، UNRCCA) طی سال 2007 در ترکمنستان را فراهم آورد.
هر چند که اولین موارد توجه سازمان ملل برای حل مشکلات آسیای مرکزی را می‌توان در طرح پروگرام توسعه دره فرغانه سازمان ملل متحد به دست آورد، اما تاسیس یونرکا اقدام محسوس‌تر این سازمان برای رفع موانع بود.
با این حال متوجه می‌شویم که سازمان ملل رویکرد پیشگیرانه را برای مشکلات آسیای میانه در نظر گرفته است، بدین صورت که به گفته پطروس غالی، استفاده از روش‌های دیپلوماتیک برای پیشگیری از بروز تخاصم‌ها، پیشگیری از از شدت یافتن این تخاصم‌ها به منازعه‌های مسلحانه و در نهایت پیشگیری از گسترش دامنه درگیری‌ها باید در دستور کار سازمان باشد.
عمده تلاش‌های یونرکا که در سال 2007 با استقبال بسیار ترکمنستان در چوکات رویکرد بی‌طرفی این کشور تاسیس شد، مقابله با تروریزم، افراط‌گرایی، قاچاق مواد مخدر، تخریب محیط زیست و حل مسئله بحران آب در این منطقه در راستای یک عمل پیشگیرانه است.
این ایده در ظاهر با شکوفایی‌های بسیاری روبرو است، اما در اجرا با محیطی بسته مواجه می‌شود. برای درک این موضوع باید در پاره‌ای از موارد با چوکات انتقادی ناکارآمدی‌های این ایده را بیان کنیم:

سازمان ملل متحد با این پلان شرایط مناسب گفت‌وگو میان دولت‌های آسیای مرکزی را فراهم آورده و با یک میانجیگری و ایجاد شرایط مطمین، سوء ظن شدید میان دولت‌های این منطقه را تبدیل به درک تهدید مشترک و تلاش برای رفع آن کرده است.

 

طبق منشور سازمان ملل ایده پیشگیری از جنگ هدف مهم آن را تشکیل می‌دهد و سازمان ملل هم موظف است که بیشترین تلاش‌ها برای جلوگیری از وقوع جنگ را داشته باشد.

 

با توجه به مبحث اصلی یعنی آسیای مرکزی، روند پیشگیری در اجرا فقط استفاده از ابزارهای موجود برای خفه کردن عوامل بروز منازعه را موجب شده و حل همه جانبه مشکلات اعم از سیاسی و کولتوری با چالش گسترده‌ای در منطقه روبروست.

 

مُـلکی که در آن یونرکا تاسیس شده یکی از بسته‌ترین کشورهاست که مبانی پذیرفته شده توسعه امروزین جهان، در تضاد است. ترکمنستان از فقر شدید سیاسی رنج می‌برد و روند دموکراسی در این کشور تا گلو در خزان اسیر است.

 

روند پیشگیرانه سازمان ملل به گونه‌ای در همکاری با دولت‌ها خلاصه شده است؛ سوء ظن شدید برخی دولت‌های آسیای مرکزی به مخالفان خود از ریشه‌های اصلی مشکلات در این منطقه می‌باشد که در صورت عدم تدبیر سازمان ملل برای رفع مسایل سیاسی و کولتوری این گروه‌ها فرایند پیشگیری با بحران مواجه خواهد شد.

 

گروه‌های مختلف در این منطقه امید دارند که سازمان ملل بتواند با هدایت برخی دولت‌ها فرایند همگرایی و رسیدن به یک توافق در دورن کشورها را به یک مرحله مشخص و صحیح برساند، در غیر اینصورت سازمان ملل هم در صفوف مخالفان پنداشته می‌شود نه عامل میانجی گر صلح طلب.

 

اما در رابطه با روابط میان کشورها؛ سازمان ملل با ایجاد محیط گفت‌وگو مسئله حل مشکلات سرحدی میان آنها را تا میزان قابل توجهی حل کرده است (از نگاه سازمان ملل). اما مشکلات بر سر منابع آب در منطقه ای که حدود 45 فیصد آن زارع هستند، بسیار مهم است، بنابراین سازمان ملل با ایجاد محیط همکاری می‌تواند این مسئله رفع کند، البته در صورتی اقدامات با دوامی شده باشد؛ در غیر اینصورت مدیریت منابع آب در منطقه من‌حیث اهرم فشاری برای بعضی کشورها محسوب می‌شود. مانند سد واقع در آمودریا که به گفته مقامات ازبکستان کنترول ناعادلانه‌ای به دولت تاجکستان می‌دهد و ممکن است در مواقع حساس دولت دوشنبه بخواهد با کنترول منابع آبی به دولت تاشکند فشار بیاورد.

 

سازمان ملل با حمایت گسترده از نهادهایی مانند سازمان همکاری شانگهای که در ایجاد روند همگرایی میان کشورهای منطقه موفق عمل کرده، هم می‌تواند از هزینه خود بکاهد، هم فرایند حل مشکلات را تسریع کند، هم بخش قابل توجهی از دیپلوماسی پیشگیرانه خود را در این قالب تطبیق دهد.

آنچه گفته شد تنها بخش کوتاه و البته مهمی از تدبیرهای سازمان ملل برای منطقه آسیای مرکزی بود. در مجموع کمک این سازمان بسیار تعین کننده است، در صورتی که با اتخاذ روش‌های درست و با هزینه کمتر مسایل را نابود نکند بلکه برای حل مسئله تلاش کند. تحقق این موضوع دیپلوماسی پیشگیرانه این سازمان را هم با موفقیت‌های بیشتری همراه می‌سازد، هرچند که اشتباهات سیاسی در این منطقه بسیار و سوء حکمرانی‌ها نیز مزید مشکلات است، اما سازمان ملل با ترکیب عوامل مختلف، همچنین کمک و حمایت نهادهای گوناگون منطقوی و جهانی، به همراه یک سیاست صحیح، هوشمندانه و حساسیت زدا می‌تواند گام‌های خوبی برای حل مسایل آسیای میانه بردارد.

دیدگاه ها بسته شده است

آخرین مطالب

مطالب پربازدید