امروز مصادف با چهارشنبه, 2 میزان , 1399 , Wednesday, 23 September , 2020
کد مطلب : 8902 , ,
+
-

اینها از بیرون بر مردم تحمیل شدند

زمان انتشار : یکشنبه, 18 ژوئن , 2017 , بخش : یادداشت

ندای افغانستان –

افغانستان کشوری است که مردم آن سال ها است که انتظار داشتن صلح و امنیت، را دارند. حالا هم که دو سال و چند ماه از عمر حکومت وحدت ملی می گذرد، باتوجه به تعهدات و وعده های رهبران حکومت وحدت ملی و مسایل و موارد مختلف، مخصوصا در خصوص رسیدن به صلح حکومت افغانستان و دولت افغانستان دیده می شود که یک تغییری مردم را امیدوار به آینده نساخته است و حوادث اخیری که در کابل اتفاق افتاد،در چهارشنبه خونین در یک حادثه انتحاری، نزدیک به هزار نفر کشته و زخمی شدند.فردای همان روز مردم هم به تنگ می آیند و به جاده ها ریختند و اعتراض کردند که چرا حکومت به مسوولیت های خود که تامین امنیت است، نمی رسد. اما دیدیم که با برخورد خشونت آمیز حکومت روبرو شدند و در آنجا هم چند نفربه دست نیروهای امنیتی خودمان کشته شدند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)، داکتر لطیف پدرام استاد دانشگاه در برنامه «رو در رو» گفت: یکی از اساسی ترین وعده های حکومت وحدت ملی این بود که امنیت در افغانستان تامین خواهد شد و به زودی ثبات در افغانستان ایجاد می کند، این مساله بسیار مهمی بود، چرا که امنیت واقعا در افغانستان اولویت دارد. کشوری که امن نباشد، کار هم نمی شود در آن کرد. اینها وعده ایجاد اشتغال داده بودند، وعده داده بودند که با فساد مالی و اداری مبارزه می کنتد، وعده داده بودند که کشت و ترافیک مواد مخدر کم می کنند و از انکشاف معادن و بهره برداری از آن حرف زده بودند. حالا ما داریم به پایان این حکومت می رسیم اما هیچ کدام از این وعده ها عملی نشده است. همان وقتی که گفتند ما امنیت را در افغانستان تامین می کنیم، در جریان کمپین های انتخاباتی، برای ریاست جمهوری، مخالفان در جاهایی کمتر از پنجاه یا چهل درصد حضور داشتند و حتی کمتر از این بود و حالا مناطق تحت کنترل نیروهای مخالف، که مستقیما در کنترل دارند و با تهدید امنیتی بالا هستند چیزی بالاتر از شصت و پنج درصد است.

وی، در خصوص اوضاع امنتیی و اجتماعی کنونی بیان داشت: ما در این دوره بیشترین فرار و بیشترین مهاجرت منابع بشری جوانمان را در این پنج سال اخیر، در زمان حکومت وحدت ملی داشته ایم که جریان های آن فاجعه بار بود. شاید بیشتر از صدها نفر در سواحل ترکیه غرق شدند و به مقصد نرسیدند و هنوز هم به صورت فاجعه باری، در کمپ های مهاجرین زندگی می کنند. وحدت ملی می گفت که ما وفاق ایجاد می کنیم و وفاق می بایست بر اساس عدالت در افغانستان ایجاد می شد، انقطاب های سیاسی هم در داخل سیستم و هم در بیرون از سیستم به مراتب بیشتر شده و شما می بینید که تظاهرات همین حالا ادامه دارد و خیمه هایی که در شهر کابل برافراشته شده است، به این معنا است که ما به یک وضع خوب برنگشته ایم بلکه به وضعیت سخت تر و دشوارتری برگشته ایم.

استاد دانشگاه، بحث حکومت را در مورد پاکستان، موضوع بحث عوض کردن می داند و می گوید: بحثی هم که در مورد پاکستان وجود دارد و حکومت می گوید که باید پاکستان را منزوی کنیم، فرض بر این می شود که ما پاکستان را منزوی کردیم، این به آن مثل بسیار معروف می ماند که هنر کرد در بلخ، آهنگری، به شوشتر زدند گردن مسگری. حالا ما اگر ما چه پاکستان را منزوی کنیم یا نکنیم، این وضعیت را داریم. ما درباره افغانستان حرف می زنیم. این کار وضعیت را حواله کردن به چیزها و موضوعات پرت است تا مردم افغانستان را منحرف کنند.

پدرام ادامه داد: منزوی کردن پاکستان یک اصل متفاوت است، پاکستان زمانی منزوی می شود که کشورهای اروپایی، سفارت هایشان را از آنجا بردارند، پاکستان زمانی منزوی می شود که در واقع باتحریم ها و با مجازات جامعه بین المللی روبرو باشد. همه کشورهایی که فعلا در میدان مبارزه هستند فقط از پاکستان انتقاد می کنند. این انتقاد به معنای تحریم کردن و منزوی کردن نیست. کشورهای جامعه بین المللی از آمریکا هم پیوسته انتقاد می کنند اما به این معنا نیست که پاکستان منزوی می شود. تحریم کردن مانند تحریم کردن ایران است که کشورها را مجبور می کند، با آنها داد و ستد نکنند و ارتباطی نگیرند.

استاد دانشگاه معتقد است که اراده ای در حکومت وحدت ملی برای بهبود اوضاع کشور وجود ندارد و افزود: اراده به خودی خود شکل نمی گیرد ودر واقع تبلور یک آگاهی است. تبلور یک مسوولیت است. تبلور یک وجدان است. اراده چیزی غیر از این نیست. در این ساختاری که من نگاه می کنم، هیچ ظرفتی برای اینکه یک اراده قدرتمند از داخلش بازتولید شود وجود ندارد. من اکثر این سران را می شناسم. به لحاظ نظری، به لحاظ مبادی علمی، بر اموری که متصدی هستند آگاه نیستند و به لحاظ معنوی در جایگاهی نیستند که خودشان از متن یک حرکت بیرون آمده باشند. آنها از بیرون به مردم افغانستان تحمیل شده اند، بنابراین در یک چنین وضعیتی اراده مستقل به لحاظ فلسفی شکل نمی گیرد. امکان ندارد فردی که برای بنزین هواپیماهایش محتاج به جای دیگری است بتواند اراده داشته باشد. چرا که زمینه های شکل گیری یک چنین اراده ای وجود ندارد. بنابراین اینها از اول درگیر بحران، مشکلات و سختی هستند و نمی توانند از این وضعیت بیرون برآیند. حکومت ما هم اوضاعش چنین است. نمی تواند برای تامین امنیت خود اراده داشته باشد و برای آن برنامه ریزی کند، نمی تواند وعده های خود را در این خصوص عملی کند و نمی تواند در واقع ضمانت جان شهروندان خود را کند.

کد (30)

دیدگاه ها بسته شده است

آخرین مطالب

مطالب پربازدید