امروز مصادف با یکشنبه, 6 میزان , 1399 , Sunday, 27 September , 2020
کد مطلب : 9057 , ,
+
-

بحران بی اعتمادی از ارگ نشات می گیرد

زمان انتشار : جمعه, 30 ژوئن , 2017 , بخش : یادداشت

بسیاری از شخصیت های سیاسی کشور در پیام های تبریک عید فطر و در نشست های مختلف از بی اعتمادی میان مسوولان بلند پایه حکومتی ابراز نگرانی می کنند و این وضعیت را برای آینده کشور خطرناک و رفتن به سمت بحران را حتمی گفته اند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)، سید جواد حسینی، استاد دانشگاه در گفتگو با "همگام" در خصوص رابطه مسوولان نهادهای حکومتی با یکدیگرگفت: بحران کلان ملی که در سطح کشور وجود دارد و بسیار عمیق و خطرناک است، بحران اعتماد است.

حسینی می گوید: در تمام سطوح اداری، سیاسی و اجتماعی با بحران بی اعتمادی روبرو هستیم. محور این بحران حکومت و در حال حاضر حکومت وحدت ملی است. پیوسته صداهایی از درون ارگ بلند می شود که بیانگر نوعی بی اعتمادی به یکدیگر است. این صداها بخاطر این است که صداقتی در میان شان نیست. شفافیت وجود ندارد، تمام کارهایی درون حکومت می شود نه برای منافع عموم که برای تقسیم قدرت، منافع شخصی و نهایتا گروهی است.

این استاد دانشگاه می افزاید: وقتی تقسیم منافع و توزیع امکانات مطابق خواست اشخاص و گروه های صورت نگیرد طبعا اینها همیشه صدایشان بلند است که به من کم رسیده ، به شما زیاد رسیده و باید سهم من داده شود تا جایی که هر روز از مقامات درجه یک حکومت می شنویم که به نحوی دیگر را زیر سوال می برد.

وی، درخصوص ظهور آثار این بی اعتمادی در جامعه بیان می کند: بی اعتمادی رهبران، در تمام زوایای زندگی اجتماعی و سیاسی ملت هم پدیدار می شود و نتیجه اش می شود که امروز به یک دکاندار، قصاب، عالم دین و فرد سیاسی هم نمی توان اعتماد کرد. نتیجه کشتن ارزش های انسانی، سیاسی و اخلاقی، بحران اعتماد ملی می شود.

حسینی تصریح می کند: امروز بحران امنیتی و اقتصادی داریم اما بدترین بحران، بحران اعتماد ملی است. ورود این بحران در ارگ و سایر نهادها زمینه بسیاری از بی اعتمادی ها را فراهم می کند تا جاییکه باید درون نهادهای امنیتی خود جایگاه انتحاری را هم در نظر بگیریم. جاری شدن این بحران در جامعه مبنای ده ها عملکرد بد دیگر می شود و اینکه هیچکس نمی تواند فردای خود را حدس بزند. دلیل همه اینها در درون حکومت است.

استاد دانشگاه معتقد است فساد یکی از بحران های نشات گرفته از طبقه پایین جامعه نیست و از رهبران نشات می گیرد. وقتی شهروندان می دانند که رییس جمهور، رییس اجرایی، وکلای پارلمان، شهرداران، عالمان دین و بقیه به آسانی فساد می کنند، فسادشان به درون جامعه هم وارد می شود و نتیجه بدبختی هایی می شود که در آن هستیم.

وی، درخصوص ادامه وضعیت و برنامه های مبارزه با فساد اظهار می کند: شعارهای بسیار بزرگی در سال های اخیر در خصوص مبارزه با فساد سرداده شد و حتی در و دیوار این شهر پر از مبارزه با فساد است. چرا نتیجه نداد؟ در کوچکترین مسایل صحبت از شفافیت می شود اما شفافیتی در آن نیست! حاکمان در متن سخنرانی هایشان جزو نفرات اول جهان هستند و بسیار ماهرانه صحبت می کنند اما نتیجه کارشان فریب کاری می شود. اگر کارهای شان نتیجه ای می داد باید در وضعیت امروز کشور احساس می شد اما چنین نیست.

حسینی، آمدن حکمتیار به کشور را درست اما بی ثمر می داند و بیان می کند: حکومت به خود می بالد که بعد از ده ها سال یک مخالف سیاسی را به کشور آورده است اما نتیجه کار را ببینید، تا جایی که بررسی کرده ایم، ماهانه صدها هزار دالر صرف آقای حکمتیار می شود اما باید نتیجه کار را ببینید!

این استاد دانشگاه در همین باره ادامه می دهد: اگر آمدن حکمتیار روی امنیت تاثیر گذار بود، اگر احساسات ملی را تقویت می کرد، اگر روی مولفه های مثبت سیاسی تاثیر گذار می بود قطعا آمدنش نتیجه داشت اما بحث این است که شعارها و حرف های وی را ببینید، نتیجه کار این کار را درک می کنید.

وی درخصوص هدر رفتن بیت المال در جریان امتیازات کلان به شخصیت ها اظهار می کند: ماهانه بیش از 100 هزار دالر برای چند خدمه زن رییس جمهور مصرف می شود. اگر می گویند که وی کار می کند، وی اصلا نهادی ندارد. موسسات بسیار فعال و وزارت امور زنان و بخش زنان در تمام وزارت ها وجود دارد که نشان می دهد این هزینه های گزاف هیچ جایگاه قانونی ندارد. اینکه همسر رییس جمهور هم برای خود اداره ای باز کند که هیچ جایگاه قانونی ندارد باید اصلاح شود.

حسینی می افزاید: اگر امور همسر رییس جمهور توجیه شود، آمدن حکمتیار، حضرت مجددی، جناب کرزی و کسان دیگری که مبالغ کلان از بیت المال دریافت می کنند هم توجیه می شود. رییس جمهور می تواند از مال خودش ببخشد اما نمی تواند اموال ملت را بخشش کند.

کد (26)

دیدگاه ها بسته شده است

آخرین مطالب

مطالب پربازدید