امروز مصادف با دوشنبه, 7 میزان , 1399 , Monday, 28 September , 2020
کد مطلب : 9824 , ,
+
-

در این استراتژی هم صداقتی در کار نیست

زمان انتشار : پنج‌شنبه, 31 آگوست , 2017 , بخش : یادداشت

آمریکا با هدف پیروزی در جنگ افغانستان جزییات بیشتر راهبردش را اعلام کرد. بر بنیاد اطلاعات ارایه شده با توجه به تجربه های آمریکا خروج نابه هنگام و زود هنگام نیروهای آمریکایی را از افغانستان یک نوع خلا قدرت در افغانستان می داند و بیشتر جایگزین این خلا را همانگونه که در عراق و در افغانستان در سال 2011 در عراق صورت گرفت بحث گروه های رادیکال، خشونتگرا و افراطی جایگزین می باشد و بار دیگر به دید آمریکا افغانستان بار دیگر به پناهگاه تروریستان و گروه های بنیادگرا تبدیل خواهد شد. با توجه به این مساله آمریکا از خروج زودهنگام نیروهایش در افغانستان صرف نظر کرده است و اکنون رویکرد آمریکا نسبت به گذشته متفاوت تر شده است.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)، عبدالعلی محمدی استاد دانشگاه درگفتگو با «آرزو» گفت: آن چیزی که به عنوان استراتژی ترامپ در اداره وی اتفاق افتاد، چیزی متفاوت با گذشته و اهداف کلان آمریکا نبوده است. زمانی که آمریکا به افغانستان حمله کرد برای افغانستان نبود که حمله کرد. بلکه برای منافع خودش بود. لذا آمریکا در منطقه به دنبال اهداف وسیع و کلان و درازمدتی است. آمریکا هیچگاه از افغانستان بیرون نخواهد رفت. یعنی اگر ما تصور کنیم که آمریکا افغانستان را رها می کند و برمی گردد مانند قضیه عراق می شود این بسیار بعید است و یک محاسبه بسیار سطحی است. آمریکا نیامده است که از افغانستان برود شاید شعارهایی که ترامپ در ایام انتخابات می داد بیشتر خوراک داخلی داشت یعنی به درد داخل آمریکا می خورد نه به درد سیاست های خارجی و برنامه های کلان شان.

وی ادامه داد: امروزه چیزی که اعلام شده دقیقا واقع بینانه ترین استراتژی است که برای اهداف آمریکا در منطقه راه را تسهیل می کند و کمک می کند و آمریکا را نزدیک می کند به آن هداف بزرگی که در آنجا دارد. این که فشار بر پاکستان آورده و این کشور را تهدید می کند که پناهگاه تروریست هست بازهم در راستای آن اهداف کلان آمریکا در منطقه است که بدون ارتباط با تحولات منطقه بخصوص حتی تحولات داخلی افغانستان نخواهد بود. من تصورم این است که شاید بخواهد فشار را بر پاکستان بیاورد تا پاکستان وادار به واکنش شود و پاکستان مجبور شود گروه های شورشی که به عنوان تروریست در آنجا فعلا وجود دارد اینها رابیرون کند. وقتی آنها از پاکستان بیرون شوند به کجا می روند؟ من فکر می کنم جایی غیر از افغانستان نخواهند داشت و نخواهند رفت. به عبارتی نقطه آتش فقط تغییر می کند. یعنی آن گروه های تروریستی که فعلا فقط در پاکستان پناهگاه دارند. در اثر همین فشار و همسویی پاکستان و پاسخگویی این کشور به آمریکا انتقال به داخل افغانستان پیدا می کنند و این وضعیت داخلی افغانستان که در تغییر جغرافیای جنگ جدی شده و مطرح می شود در راستای این قضیه است.

محمدی در ارتباط با فشار آمریکا بر پاکستان می گوید: آمریکایی ها تازه نفهمیده اند که پاکستان پناهگاه تروریست است. زمانی که بن لادن آنجا بود عملیاتی را انجام دادند و بن لادن را آنجا کشتند آیا نمی دانستند که وضعیت اینگونه است. نکته بعدی این است که وقتی حالا آمریکایی ها با این بیان موضوع را علنی می کنند که خواستگاه و پناهگاه تروریزم پاکستان است و در واقع همه حوادث تروریستی در منطقه یا در افغانستان اتفاق می افتد از پاکستان منشا می گیرد دو تا بحث جداگانه حقوق سیاسی را دنبال خودش دارد.

استاد دانشگاه ادامه داد: پیامدهای این علنی شدن دو تا است. به لحاظ حقوقی اگر واقعا آمریکا معتقد شده و باور دارد که پاکستان پناهگاه تروریزم است باید پاکستان را در لیست سیاه قرار دهد و باید در شورای امنیت مطرح شود و قطعنامه شورای امنیت علیه پاکستان باید به تصویب برسد و بعد بر اساس فصل هفتم منشور ملل متحد علیه پاکستان اقدام شود. اگر صادقانه می خواهد عمل کند اما اگر نه، نگاهشان نگاه سیاسی به قضیه است تا پاکستان را به واکنش مجبور کنند بخصوص با توجه به اینکه از آن طرف در این سخنان آقای ترامپ بگونه ای رقیب بسیار کهنه و دیرینه آمریکا، پاکستان را هم مدح و ستایش کرده و این هم بگونه ای موجب ناراحتی پاکستان می شود یعنی پاکستان را وادار می کند که دست به کار شود و یک عملی در این ارتباط انجام دهد. که اگر این نگاه وجود داشته باشد برداشت من این است که بیشتر نگاه سیاسی به قضیه است. لذا ممکن است که پیامدهای منفی برای افغانستان بیشتر داشته باشد تا پاکستان. بدون تردید در این استراتژی هم صداقتی در کار نیست.

استاد دانشگاه در خصوص جایگاه آمریکا برای کشورهای منطقه گفت: در خصوص در حال حاضر دنیا دو قطبی شده است و ابر قدرت شرق یعنی روسیه یک زمانی با انحلال شوروی از بین رفته بود دوباره زنده شده و در برابر آمریکا خودنمایی می کند. از طرف دیگر عدم صداقت آمریکا در جنگ با تروریزم بگونه ای کشورهای منطقه را بدبین کرده است. یعنی آن اهداف نامشخص آمریکا یا به تعبیر بعضی از صاحب نظرانی همان زمانی که جنگ علیه افغانستان شروع شد و به طالبان حمله شد اظهار نظر این بود که این جنگ معلوم نیست که تا کی ادامه پیدا کند و حالا هم برای حداقل افغانستان و اطراف افغانستان معلوم نیست که تا کی ادامه پیدا می کند. گواه این مدعا این است که ترامپ در این مورد و در استراتژی مبهم حرف می زند در حالیکه ما با آمریکا پیمان امنیتی امضا کرده ایم. در پیمان چارچوب فعالیت های آمریکا مشخص شده است ولی در این استراتژی آمده است که ما نقش نظامی و غیر نظامی خود را نظر به شرایط تعیین می کنیم. پس به پیمان احترامی ندارند و قبول ندارند. این مشخص می کند که یک هدف بزرگ از جنگ و ناامنی را اینها برای خود تصویر کرده اند و پیش خود دارند. لذا متناسب با آن می خواهند حرکت کنند و نفع افغانستان و مردم آن هم هیچ در آن مطرح نیست.

کد (30)

دیدگاه ها بسته شده است

آخرین مطالب

مطالب پربازدید